enorme

[ایالات متحده]/ˈɛnɔːrmə/
[بریتانیا]/ˈɛnɔːrmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.خیلی بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

enorme success

مقدار زیاد

enorme amount

enorme problem

enorme change

enorme impact

enorme loss

enorme effort

enorme growth

enorme risk

enorme challenge

جملات نمونه

the enorme impact of the earthquake shocked everyone.

شرکت پس از رکود با مقدار عظیمی از بدهی مواجه شد.

she felt an enorme pressure to succeed in her new role.

او تلاش عظیمی را برای اتمام پروژه به‌موقع انجام داد.

an enorme amount of data was processed overnight.

سیاست جدید تأثیر عظیمی بر جامعه داشت.

the project required an enorme budget to meet its goals.

تقاضای عظیمی برای گوشی هوشمند جدید وجود داشت.

he experienced an enorme sense of relief after the exam.

این پژوهش پتانسیل عظیمی برای انرژی تجدیدپذیر نشان داد.

the enorme success of the film surprised critics worldwide.

طوفان مقدار عظیمی خسارت وارد کرد.

there was an enorme difference between the two proposals.

او با یادگیری یک زبان جدید در ۵۰ سالگی، یک چالش عظیم را پذیرفت.

they faced an enorme challenge in the final round of competition.

جشنواره جمعیت عظیمی را جذب کرد.

the enorme crowd gathered for the concert at the park.

این کشف یک پیشرفت عظیم برای علم بود.

an enorme amount of work remains to be done before deadline.

این پروژه به همکاری عظیمی نیاز داشت.

the enorme potential of renewable energy inspires many researchers.

موفقیت عظیم تیم همه را در کنفرانس شگفت‌زده کرد.

he took an enorme risk by investing all his savings in the startup.

سرمایه‌گذاران نگران ریسک عظیم مرتبط با سرمایه‌گذاری جدید هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید