enounces

[ایالات متحده]/ɪˈnaʊnsɪz/
[بریتانیا]/ɪˈnaʊnsɪz/

ترجمه

v. به وضوح اعلام کردن یا اعلام کردن; به صورت کلامی بیان کردن یا ابراز کردن; به وضوح تلفظ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enounces a principle

اعلام یک اصل می‌کند

enounces a theory

اعلام یک نظریه می‌کند

enounces a rule

اعلام یک قانون می‌کند

enounces a policy

اعلام یک سیاست می‌کند

enounces a decision

اعلام یک تصمیم می‌کند

enounces a statement

اعلام یک بیانیه می‌کند

enounces a belief

اعلام یک باور می‌کند

enounces a goal

اعلام یک هدف می‌کند

enounces a concept

اعلام یک مفهوم می‌کند

enounces a vision

اعلام یک چشم‌انداز می‌کند

جملات نمونه

he enounces his ideas clearly during the meeting.

او ایده‌های خود را به وضوح در طول جلسه بیان می‌کند.

the professor enounces the principles of economics effectively.

این پروفسور اصول اقتصاد را به طور موثر بیان می‌کند.

she enounces her thoughts on climate change passionately.

او با شور و شوق نظرات خود را در مورد تغییرات آب و هوایی بیان می‌کند.

the artist enounces the themes of his latest work.

هنرمند مضامین آخرین اثر خود را بیان می‌کند.

during the lecture, he enounces the importance of education.

در طول سخنرانی، او اهمیت آموزش را بیان می‌کند.

she enounces her vision for the future of the company.

او چشم‌انداز خود را برای آینده شرکت بیان می‌کند.

the speaker enounces the need for community support.

سخنرانی نیاز به حمایت جامعه را بیان می‌کند.

he enounces his commitment to social justice.

او تعهد خود را به عدالت اجتماعی بیان می‌کند.

the report enounces the findings of the research study.

گزارش یافته‌های مطالعه تحقیقاتی را بیان می‌کند.

she enounces her stance on environmental issues.

او موضع خود را در مورد مسائل زیست محیطی بیان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید