| شکل سوم شخص مفرد | enshrouds |
| قسمت سوم فعل | enshrouded |
| زمان گذشته | enshrouded |
| صفت یا فعل حال استمراری | enshrouding |
be enshrouded in mist
در مه غوطهور شدن
Clouds enshrouded the summit.
ابرها قله را در بر گرفتند.
heavy grey clouds enshrouded the city.
ابرهای خاکستری و سنگین شهر را در بر گرفتند.
The thick fog enshrouded the city, reducing visibility to almost zero.
مه غلیظ شهر را در بر گرفت و دید را به صفر رساند.
Superstition seemed to enshroud the old abandoned house, keeping people away.
به نظر میرسید خرافات خانه قدیمی متروکه را در بر گرفته و مردم را از آن دور نگه داشته است.
The mystery enshrouding the disappearance of the famous painting was finally solved.
معمایی که در مورد ناپدید شدن نقاشی معروف وجود داشت، سرانجام حل شد.
The forest was enshrouded in darkness as night fell, creating an eerie atmosphere.
همراه با تاریک شدن هوا، جنگل در تاریکی فرو رفت و فضایی وهمآلود ایجاد کرد.
The truth was enshrouded in secrecy, leaving everyone guessing.
حقیقت در پوشش راز مخفی بود و همه را در حدس و گمان رها کرد.
The old castle was enshrouded in legends of ghosts and curses.
قلعه قدیمی در افسانههای ارواح و نفرینها غوطهور بود.
The village was enshrouded in silence after the storm passed, with only the sound of raindrops dripping from the rooftops.
پس از عبور طوفان، روستا در سکوت غوطهور شد و تنها صدای قطرههای باران از پشتبامها به گوش میرسید.
A sense of fear enshrouded the community as rumors of a serial killer spread.
با گسترش شایعات در مورد یک قاتل زنجیرهای، حس ترس جامعه را فرا گرفت.
The old ruins were enshrouded in mystery, with no one knowing their true origins.
قدمتهای باستانی در پوشش راز قرار داشتند و هیچ کس نمیدانست که ریشه آنها از کجا بود.
The political scandal enshrouded the government in a cloud of uncertainty.
رسوای سیاسی، دولت را در ابری از عدم اطمینان غرق کرد.
be enshrouded in mist
در مه غوطهور شدن
Clouds enshrouded the summit.
ابرها قله را در بر گرفتند.
heavy grey clouds enshrouded the city.
ابرهای خاکستری و سنگین شهر را در بر گرفتند.
The thick fog enshrouded the city, reducing visibility to almost zero.
مه غلیظ شهر را در بر گرفت و دید را به صفر رساند.
Superstition seemed to enshroud the old abandoned house, keeping people away.
به نظر میرسید خرافات خانه قدیمی متروکه را در بر گرفته و مردم را از آن دور نگه داشته است.
The mystery enshrouding the disappearance of the famous painting was finally solved.
معمایی که در مورد ناپدید شدن نقاشی معروف وجود داشت، سرانجام حل شد.
The forest was enshrouded in darkness as night fell, creating an eerie atmosphere.
همراه با تاریک شدن هوا، جنگل در تاریکی فرو رفت و فضایی وهمآلود ایجاد کرد.
The truth was enshrouded in secrecy, leaving everyone guessing.
حقیقت در پوشش راز مخفی بود و همه را در حدس و گمان رها کرد.
The old castle was enshrouded in legends of ghosts and curses.
قلعه قدیمی در افسانههای ارواح و نفرینها غوطهور بود.
The village was enshrouded in silence after the storm passed, with only the sound of raindrops dripping from the rooftops.
پس از عبور طوفان، روستا در سکوت غوطهور شد و تنها صدای قطرههای باران از پشتبامها به گوش میرسید.
A sense of fear enshrouded the community as rumors of a serial killer spread.
با گسترش شایعات در مورد یک قاتل زنجیرهای، حس ترس جامعه را فرا گرفت.
The old ruins were enshrouded in mystery, with no one knowing their true origins.
قدمتهای باستانی در پوشش راز قرار داشتند و هیچ کس نمیدانست که ریشه آنها از کجا بود.
The political scandal enshrouded the government in a cloud of uncertainty.
رسوای سیاسی، دولت را در ابری از عدم اطمینان غرق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید