enteritis

[ایالات متحده]/ˌentə'raɪtɪs/
[بریتانیا]/'ɛntə'raɪtəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب روده کوچک
Sentence: کودک دچار انتریت است و نیاز به استراحت خوب دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

chronic enteritis

ورم مزمن روده

جملات نمونه

The incidence of bacteric enteritis would be reduced by strengthening work of sterilization and isolation in hospital and hygiene of foods during summer.

شیوع آنترال باکتریایی با تقویت کار استریلیزاسیون و ایزولاسیون در بیمارستان و بهداشت مواد غذایی در طول تابستان کاهش می‌یابد.

Look from aching property, clonic angina person, see at cholelith disease, bravery more ascarid, intestinal obstruction, enteritis;

به دارایی دردناک، فرد آنژین کلونیک نگاه کنید، بیماری کلولیت، شجاعت بیشتر کرم، انسداد روده، انتریت را ببینید.

Pathological examinations showed that microvilli in intestines was necrotic and falled off, and heamorrhagic and necrogenous enteritis occurred.

معاینه های آسیب شناسی نشان داد که پرزها در روده ها نکروز شده و ریخته شده اند و آنترال خونریزی و نکروز رخ داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید