enterprising spirit
روحیهٔ کارآفرینی
The enterprising children opened a lemonade stand.
کودکان با نشاط و ابتکار یک غرفه آب لیمو باز کردند.
You are no longer the enterprising cook that once you were.
شما دیگر آن سرآشپز با نشاط و ابتکار که بودید نیستید.
Some enterprising girls organized a sponsored walk.
برخی از دختران با نشاط و ابتکار یک پیادهروی حمایتشده سازماندهی کردند.
some enterprising teachers have started their own recycling programmes.
برخی از معلمان با نشاط و ابتکار برنامههای بازیافت خود را آغاز کردهاند.
She is known for her enterprising spirit in starting new businesses.
او به خاطر روحیه سرشار از نشاط و ابتکارش در شروع کسب و کارهای جدید شناخته شده است.
An enterprising attitude is essential for success in the competitive business world.
یک نگرش سرشار از نشاط و ابتکار برای موفقیت در دنیای تجارت رقابتی ضروری است.
The company rewarded its enterprising employees with bonuses and promotions.
شرکت از کارمندان با نشاط و ابتکار خود با پاداش و ارتقا قدردانی کرد.
He demonstrated his enterprising nature by taking the initiative to solve a difficult problem.
او با آغاز به کار برای حل یک مشکل دشوار، طبیعت سرشار از نشاط و ابتکار خود را نشان داد.
The enterprising young entrepreneur quickly expanded her startup into a successful company.
کارآفرین جوان و با نشاط و ابتکار به سرعت کسب و کار نوپای خود را به یک شرکت موفق تبدیل کرد.
The enterprising student launched a fundraising campaign to support a local charity.
دانشجوی با نشاط و ابتکار یک کمپین جمعآوری کمکهای مالی برای حمایت از یک خیریه محلی راه اندازی کرد.
His enterprising approach to problem-solving impressed his colleagues and supervisors.
رویکرد سرشار از نشاط و ابتکار او در حل مسئله همکاران و سرپرستانش را تحت تاثیر قرار داد.
The enterprising team came up with a creative solution to the challenging project.
تیم با نشاط و ابتکار یک راه حل خلاقانه برای پروژه چالش برانگیز ارائه کرد.
She demonstrated her enterprising skills by successfully launching a new product line.
او با راه اندازی موفقیت آمیز یک خط تولید جدید، مهارت های سرشار از نشاط و ابتکار خود را نشان داد.
The enterprising salesperson exceeded her targets by actively seeking out new clients.
فروشنده با نشاط و ابتکار از اهداف خود فراتر رفت و به طور فعال به دنبال مشتریان جدید بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید