entertainments

[ایالات متحده]/ˌentəˈteɪnmənts/
[بریتانیا]/ˌɛntərˈteɪnmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فراهم کردن سرگرمی یا لذت؛ فعالیت‌ها یا رویدادهایی که لذت می‌دهند؛ چیزی که سرگرم می‌کند یا حواس را پرت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

live entertainments

سرگرمی‌های زنده

family entertainments

سرگرمی‌های خانوادگی

outdoor entertainments

سرگرمی‌های فضای باز

digital entertainments

سرگرمی‌های دیجیتال

local entertainments

سرگرمی‌های محلی

seasonal entertainments

سرگرمی‌های فصلی

night entertainments

سرگرمی‌های شبانه

cultural entertainments

سرگرمی‌های فرهنگی

interactive entertainments

سرگرمی‌های تعاملی

virtual entertainments

سرگرمی‌های مجازی

جملات نمونه

we enjoyed various entertainments at the festival.

ما از سرگرمی‌های مختلف در جشنواره لذت بردیم.

there are many entertainments available in the city.

سرگرمی‌های زیادی در شهر وجود دارد.

children love the entertainments at the amusement park.

کودکان عاشق سرگرمی‌های پارک تفریحی هستند.

live music is one of the best entertainments.

موسیقی زنده یکی از بهترین سرگرمی‌ها است.

the entertainments include games and performances.

سرگرمی‌ها شامل بازی‌ها و اجراها می‌شود.

we planned several entertainments for the party.

ما چندین سرگرمی برای مهمانی برنامه‌ریزی کردیم.

movies and concerts are popular forms of entertainments.

فیلم‌ها و کنسرت‌ها از جمله سرگرمی‌های محبوب هستند.

he works in the field of entertainments and media.

او در زمینه سرگرمی و رسانه کار می‌کند.

they offer a variety of entertainments for all ages.

آنها انواع سرگرمی‌ها را برای همه سنین ارائه می‌دهند.

online entertainments have become increasingly popular.

سرگرمی‌های آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید