entrains

[ایالات متحده]/ɪnˈtreɪnz/
[بریتانیا]/ɪnˈtreɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوار قطار شدن; کشیدن; تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

entrains the mind

مغز را به خود جذب می‌کند

entrains the body

بدن را به خود جذب می‌کند

entrains energy levels

سطح انرژی را به خود جذب می‌کند

entrains emotional responses

واکنش‌های عاطفی را به خود جذب می‌کند

entrains rhythmic patterns

الگوهای ریتمیک را به خود جذب می‌کند

entrains physical movement

حرکات فیزیکی را به خود جذب می‌کند

entrains cognitive skills

مهارت‌های شناختی را به خود جذب می‌کند

entrains social behavior

رفتار اجتماعی را به خود جذب می‌کند

entrains creative thinking

تفکر خلاقانه را به خود جذب می‌کند

entrains motivational factors

عوامل انگیزشی را به خود جذب می‌کند

جملات نمونه

his enthusiasm entrains everyone around him.

اشتیاق او همه اطرافیان را درگیر می‌کند.

the project entrains various stakeholders to collaborate.

این پروژه ذینفعان مختلف را به همکاری ترغیب می‌کند.

music entrains our emotions and memories.

موسیقی احساسات و خاطرات ما را درگیر می‌کند.

the new policy entrains significant changes in the industry.

این سیاست جدید تغییرات قابل توجهی در صنعت ایجاد می‌کند.

her leadership style entrains team spirit and motivation.

سبک رهبری او روحیه تیمی و انگیزه را در پی دارد.

the event entrains a diverse group of participants.

این رویداد گروه متنوعی از شرکت‌کنندگان را درگیر می‌کند.

good communication entrains better teamwork.

ارتباطات خوب باعث بهبود کار تیمی می‌شود.

his passion for science entrains young minds.

اشتیاق او به علم ذهن جوانان را درگیر می‌کند.

community service entrains a sense of responsibility.

خدمات اجتماعی حس مسئولیت را در پی دارد.

the workshop entrains creative thinking among participants.

این کارگاه تفکر خلاق را در بین شرکت‌کنندگان در پی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید