requires

[ایالات متحده]/[rɪˈkwɜː(r)]/
[بریتانیا]/[rɪˈkwaɪər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای عملکرد یا کار کردن به چیزی نیاز داشتن؛ درخواست یا اصرار کردن؛ داشتن یک شرط لازم
n. یک شرط یا الزام

عبارات و ترکیب‌ها

requires attention

نیاز به توجه دارد

requires action

نیاز به اقدام دارد

requires approval

نیاز به تایید دارد

requires time

نیاز به زمان دارد

requires effort

نیاز به تلاش دارد

requires patience

نیاز به صبر دارد

requires login

نیاز به ورود دارد

requires updates

نیاز به به‌روزرسانی دارد

requires research

نیاز به تحقیق دارد

requires planning

نیاز به برنامه‌ریزی دارد

جملات نمونه

the job requires a strong understanding of marketing principles.

این شغل نیازمند درک قوی از اصول بازاریابی است.

this project requires careful planning and execution.

این پروژه نیازمند برنامه‌ریزی و اجرا دقیق است.

the software requires a recent operating system.

این نرم‌افزار نیازمند یک سیستم عامل جدید است.

the recipe requires two cups of flour.

این دستور غذا به دو پیمانه آرد نیاز دارد.

the application requires a detailed resume.

درخواست نیازمند یک رزومه دقیق است.

the task requires significant time and effort.

این کار نیازمند زمان و تلاش قابل توجهی است.

the system requires regular maintenance checks.

این سیستم نیازمند بررسی‌های منظم تعمیر و نگهداری است.

the experiment requires precise measurements.

این آزمایش نیازمند اندازه‌گیری‌های دقیق است.

the role requires excellent communication skills.

این نقش نیازمند مهارت‌های ارتباطی عالی است.

the process requires adherence to strict guidelines.

این فرآیند نیازمند رعایت دقیق دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه است.

the security system requires a passcode.

این سیستم امنیتی نیازمند یک رمز عبور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید