entraps

[ایالات متحده]/ɪnˈtræps/
[بریتانیا]/ɪnˈtræps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در تله گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

time entraps

زمان به دام می‌اندازد

fear entraps

ترس به دام می‌اندازد

emotion entraps

احساسات به دام می‌اندازد

society entraps

جامعه به دام می‌اندازد

mind entraps

ذهن به دام می‌اندازد

habit entraps

عادت به دام می‌اندازد

environment entraps

محیط زیست به دام می‌اندازد

system entraps

سیستم به دام می‌اندازد

belief entraps

باور به دام می‌اندازد

situation entraps

شرایط به دام می‌اندازد

جملات نمونه

the spider web entraps unsuspecting insects.

تار عنکبوت حشرات ناآگاه را به دام می‌اندازد.

the trap entraps the animal before it can escape.

تله جانور را قبل از فرار به دام می‌اندازد.

his lies entraps him in a web of deceit.

چهارچوب دروغ‌هایش او را در تابی از فریب به دام می‌اندازد.

the project entraps resources that could be used elsewhere.

این پروژه منابعی را به دام می‌اندازد که می‌توانند در جای دیگری استفاده شوند.

she felt that the routine entraps her creativity.

او احساس کرد که روتین خلاقیت او را به دام می‌اندازد.

the law entraps individuals who break the rules.

قانون افرادی را که قوانین را می‌شکنند به دام می‌اندازد.

the quicksand entraps anyone who steps on it.

شنی که در آب فرو می‌رود هر کسی را که روی آن قدم بگذارد به دام می‌اندازد.

his obsession with perfection entraps him in anxiety.

وسواس او با کمال باعث می‌شود در اضطراب به دام بیفتد.

the darkness entraps the lost travelers.

تاریکی مسافران گم شده را به دام می‌اندازد.

the game entraps players in a challenging maze.

بازی بازیکنان را در یک هزارتو چالش برانگیز به دام می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید