imprison

[ایالات متحده]/ɪmˈprɪzn/
[بریتانیا]/ɪmˈprɪzn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شخصی را در زندان محبوس کردن؛ در اسارت نگه داشتن؛ زندانی کردن.

جملات نمونه

they were imprisoned for possession of explosives.

آنها به دلیل داشتن مواد منفجره زندانی شدند.

He was imprisoned for two years.

او به مدت دو سال زندانی شد.

They have imprisoned an innocent man.

آنها یک مرد بی‌گناه را زندانی کرده‌اند.

They imprisoned many of those they caught.

آنها بسیاری از کسانی را که گرفتند، زندانی کردند.

They felt imprisoned by always being findable.

آنها احساس می‌کردند که همیشه قابل یافتن بودن، آنها را زندانی می‌کند.

You can imprison my body but not my mind.

شما می‌توانید جسم من را زندانی کنید، اما نه ذهن من را.

purged all the imprisoned dissidents.

همه مخالفان زندانی را پاکسازی کرد.

He imprisoned her,in a figurative sense.

او را به معنای مجازي، زندانی کرد.

young lasses imprisoned by hoary old husbands.

دختران جوان که توسط شوهران پیر و خاکستری اسیر شده اند.

he was imprisoned three times for his activities.

او به دلیل فعالیت‌هایش سه بار زندانی شد.

he was imprisoned for his involvement in a plot to overthrow the government.

او به دلیل نقش او در توطئه‌ای برای سرنگونی دولت زندانی شد.

of fining or imprisoning the procurer, but not the fornicator, the gambling-house keeper, but not the gambler.

یا جریمه یا زندانی کردن واسطه، اما نه زناکار، متصدی خانه قمار، اما نه قمارباز.

We felt awe when contemplating the works of Bach. The imprisoned soldiers were in awe of their captors.

ما با تأمل در آثار باخ احساس حیرت کردیم. سربازان زندانی تحت تأثیر اسیران خود قرار گرفتند.

Unable to effect reform, he was overthrown and imprisoned by Victoriano Huerta (1913) and was killed while reportedly attempting to escape.

او نتوانست اصلاحات را به وجود آورد، توسط ویکتوریانو هورتا سرنگون و زندانی شد (۱۹۱۳) و در حالی که گزارش شده بود در تلاش برای فرار کشته شد.

If fanatics who believe Muslim women should be imprisoned in their homes and gay people should be killed are insulted by my arguments, I don't resile from it.

اگر متعصبانی که معتقدند زنان مسلمان باید در خانه های خود زندانی شوند و افراد همجنسگرا باید کشته شوند، از استدلال های من insulted شوند، من از آن عقب نشینی نمی کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید