envenoming

[ایالات متحده]/ɪnˈvɛnəmɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈvɛnəmɪŋ/

ترجمه

v. عمل مسموم کردن یا زهرآگین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

envenoming event

واکنش به نیش یا گزش

envenoming risk

احتمال مسمومیت

envenoming symptoms

علائم مسمومیت

envenoming treatment

درمان مسمومیت

envenoming cases

موارد مسمومیت

envenoming management

مدیریت مسمومیت

envenoming exposure

قرار گرفتن در معرض مسمومیت

envenoming prevention

جلوگیری از مسمومیت

envenoming diagnosis

تشخیص مسمومیت

envenoming severity

شدت مسمومیت

جملات نمونه

the snake is known for envenoming its prey quickly.

مار با سرعت بالا طعمه خود را مسموم می‌کند.

envenoming can lead to serious health complications.

مسمومیت می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

he survived the envenoming incident with prompt medical attention.

او با دریافت سریع مراقبت‌های پزشکی، حادثه مسمومیت را زنده از سر گذراند.

the researchers studied the effects of envenoming on the nervous system.

محققان اثرات مسمومیت بر روی سیستم عصبی را مطالعه کردند.

envenoming occurs when venom is injected into the bloodstream.

مسمومیت زمانی رخ می‌دهد که سم به جریان خون تزریق شود.

proper treatment is crucial after envenoming by a venomous animal.

درمان مناسب پس از مسمومیت توسط حیوان سمی بسیار مهم است.

the symptoms of envenoming can vary greatly depending on the species.

علائم مسمومیت می‌تواند بسته به گونه حیوان بسیار متفاوت باشد.

education on envenoming can help prevent dangerous encounters.

آموزش در مورد مسمومیت می‌تواند به جلوگیری از برخوردهای خطرناک کمک کند.

he explained the process of envenoming in detail.

او فرآیند مسمومیت را به طور مفصل توضیح داد.

envenoming is a serious risk for wildlife handlers.

مسمومیت یک خطر جدی برای کسانی است که با حیات وحش کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید