envisaged

[ایالات متحده]/ɪnˈvɪzɪdʒd/
[بریتانیا]/ɪnˈvɪzɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تصور کردن یا فکر کردن به (چیزی) به عنوان یک امکان آینده

عبارات و ترکیب‌ها

envisaged outcome

نتیجه مورد انتظار

envisaged future

آینده مورد انتظار

envisaged plan

برنامه مورد انتظار

envisaged scenario

سناریوی مورد انتظار

envisaged changes

تغییرات مورد انتظار

envisaged goals

اهداف مورد انتظار

envisaged benefits

مزایای مورد انتظار

envisaged solutions

راه حل های مورد انتظار

envisaged developments

توسعه های مورد انتظار

envisaged improvements

بهبودهای مورد انتظار

جملات نمونه

the project envisaged a significant increase in productivity.

پروژه افزایش قابل توجهی در بهره‌وری را پیش‌بینی می‌کرد.

they envisaged a future where technology would improve healthcare.

آن‌ها آینده‌ای را تصور می‌کردند که در آن فناوری باعث بهبود مراقبت‌های بهداشتی شود.

the artist envisaged a world filled with color and creativity.

هنرمند دنیایی پر از رنگ و خلاقیت را تصور می‌کرد.

she envisaged a life of adventure and exploration.

او زندگی پرماجرا و اکتشاف را تصور می‌کرد.

the team envisaged a strategy to enhance customer satisfaction.

تیم یک استراتژی برای افزایش رضایت مشتری را پیش‌بینی کرد.

he envisaged a new approach to solving the problem.

او یک رویکرد جدید برای حل مشکل را تصور می‌کرد.

the company envisaged expanding its operations internationally.

شرکت گسترش فعالیت‌های خود به صورت بین‌المللی را پیش‌بینی می‌کرد.

they envisaged a collaboration that would benefit both parties.

آن‌ها همکاری‌ای را تصور می‌کردند که به نفع هر دو طرف باشد.

the architect envisaged a building that blends with nature.

معمار ساختاری را تصور می‌کرد که با طبیعت ترکیب شود.

she envisaged a community where everyone supports each other.

او جامعه‌ای را تصور می‌کرد که همه از یکدیگر حمایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید