epigean

[ایالات متحده]/[ɪˈpɪdʒɪən]/
[بریتانیا]/[ɪˈpɪdʒɪən]/

ترجمه

adj. سطحی بودن، در لایه سطحی یا روی سطح زمین رخ دادن؛ مربوط به یا زندگی کردن در سطح زمین، به ویژه در مقابل ویژگی‌های زیرزمینی؛ مربوط به یک ساختار زمین‌شناسی که در یا نزدیک سطح زمین ایجاد شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

epigean environment

محیط زیری

epigean roots

ریشه‌های زیری

epigean growth

رشد زیری

epigean shoot

ساقه زیری

epigean germination

جوانه زنی زیری

epigean structures

ساختارهای زیری

epigean life

زندگی زیری

epigean system

سیستم زیری

epigean form

فرم زیری

جملات نمونه

the epigean roots of the sunflower pushed through the soil.

ریشه‌های زیرزمینی آفتابگردان از میان خاک بیرون زده بودند.

we studied epigean plant development in the laboratory.

ما رشد گیاهان زیرزمینی را در آزمایشگاه مطالعه کردیم.

the cave system contained fascinating epigean formations.

سیستم غارها حاوی سازنده‌های زیرزمینی جذاب بودند.

epigean growth is a common strategy for some seedlings.

رشد زیرزمینی یک استراتژی رایج برای برخی نهال‌ها است.

the researchers analyzed epigean fungal networks.

محققان شبکه‌های قارچی زیرزمینی را تجزیه و تحلیل کردند.

many epigean insects thrive in damp environments.

بسیاری از حشرات زیرزمینی در محیط‌های مرطوب رشد می‌کنند.

the epigean portion of the plant emerged quickly.

قسمت زیرزمینی گیاه به سرعت ظاهر شد.

we observed epigean root behavior under different conditions.

ما رفتار ریشه زیرزمینی را در شرایط مختلف مشاهده کردیم.

the epigean life cycle is unique to certain species.

چرخه زندگی زیرزمینی برای گونه‌های خاص منحصر به فرد است.

the epigean environment presented challenges for the organisms.

محیط زیرزمینی چالش‌هایی را برای موجودات ایجاد کرد.

the study focused on epigean root systems of grasses.

مطالعه بر روی سیستم ریشه زیرزمینی علف‌ها متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید