epigenetic

[ایالات متحده]/ˌɛpɪdʒəˈnɛtɪk/
[بریتانیا]/ˌɛpɪdʒəˈnɛtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مطالعه تغییرات در موجودات زنده که ناشی از تغییر در بیان ژن است نه تغییر در کد ژنتیکی خود

عبارات و ترکیب‌ها

epigenetic regulation

تنظیمات اپی‌ژنتیک

epigenetic modification

اصلاحات اپی‌ژنتیک

epigenetic inheritance

وراثت اپی‌ژنتیک

epigenetic factors

عوامل اپی‌ژنتیک

epigenetic changes

تغییرات اپی‌ژنتیک

epigenetic therapy

درمان اپی‌ژنتیک

epigenetic landscape

مناظر اپی‌ژنتیک

epigenetic mechanisms

مکانیسم‌های اپی‌ژنتیک

epigenetic signals

سیگنال‌های اپی‌ژنتیک

epigenetic effects

اثرات اپی‌ژنتیک

جملات نمونه

epigenetic changes can influence gene expression.

تغییرات اپی‌ژنتیکی می‌توانند بر بیان ژن تأثیر بگذارند.

research in epigenetic mechanisms is advancing rapidly.

تحقیقات در مورد مکانیسم‌های اپی‌ژنتیکی به سرعت در حال پیشرفت است.

diet can have epigenetic effects on health.

رژیم غذایی می‌تواند اثرات اپی‌ژنتیکی بر سلامت داشته باشد.

epigenetic factors play a role in cancer development.

عوامل اپی‌ژنتیکی در بروز سرطان نقش دارند.

understanding epigenetic regulation is crucial for medicine.

درک تنظیم اپی‌ژنتیکی برای پزشکی بسیار مهم است.

epigenetic inheritance can affect future generations.

وراثت اپی‌ژنتیکی می‌تواند بر نسل‌های آینده تأثیر بگذارد.

stress can lead to epigenetic modifications.

استرس می‌تواند منجر به تغییرات اپی‌ژنتیکی شود.

scientists study epigenetic markers in various diseases.

دانشمندان نشانه‌های اپی‌ژنتیکی را در بیماری‌های مختلف مطالعه می‌کنند.

epigenetic therapy is an emerging field in treatment.

درمان اپی‌ژنتیکی یک حوزه نوظهور در درمان است.

environmental factors can trigger epigenetic changes.

عوامل محیطی می‌توانند باعث ایجاد تغییرات اپی‌ژنتیکی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید