| جمع | epigones |
epigone artist
هنرمند تقلیدی
epigone writer
نویسنده تقلیدی
epigone thinker
متفکر تقلیدی
epigone follower
پيرو تقلیدی
epigone figure
شخصیت تقلیدی
epigone style
سبک تقلیدی
epigone influence
تاثیر تقلیدی
epigone version
نسخه تقلیدی
epigone work
کار تقلیدی
epigone trend
روند تقلیدی
he is often seen as an epigone of his father's artistic style.
او اغلب به عنوان پیرو سبک هنری پدرش دیده میشود.
many critics believe that the new artist is merely an epigone of the famous painter.
بسیاری از منتقدان معتقدند که هنرمند جدید صرفاً یک پیرو نقاش مشهور است.
the novel was criticized for being an epigone of earlier works.
این رمان به دلیل تقلید از آثار قبلی مورد انتقاد قرار گرفت.
as an epigone, he lacks the originality that defined the previous generation.
به عنوان یک پیرو، او فاقد اصالت و نوآوری است که نسل قبلی را تعریف میکرد.
her music feels like an epigone of the 90s pop scene.
موسیقی او بیشتر شبیه به تقلیدی از صحنه موسیقی پاپ دهه 90 است.
the film was seen as an epigone of classic horror movies.
فیلم به عنوان تقلیدی از فیلمهای ترسناک کلاسیک دیده شد.
he is not an innovator but rather an epigone in the world of fashion.
او یک نوآور نیست، بلکه در دنیای مد یک پیرو است.
many believe that the author is just an epigone of great literary figures.
بسیاری معتقدند که نویسنده صرفاً یک پیرو چهرههای ادبی بزرگ است.
being labeled an epigone can be quite damaging to an artist's reputation.
برچسب خوردن به عنوان یک پیرو میتواند به شهرت یک هنرمند آسیب برساند.
the debate continues over whether he is an epigone or a true innovator.
بحث ادامه دارد که آیا او یک پیرو است یا یک نوآور واقعی.
epigone artist
هنرمند تقلیدی
epigone writer
نویسنده تقلیدی
epigone thinker
متفکر تقلیدی
epigone follower
پيرو تقلیدی
epigone figure
شخصیت تقلیدی
epigone style
سبک تقلیدی
epigone influence
تاثیر تقلیدی
epigone version
نسخه تقلیدی
epigone work
کار تقلیدی
epigone trend
روند تقلیدی
he is often seen as an epigone of his father's artistic style.
او اغلب به عنوان پیرو سبک هنری پدرش دیده میشود.
many critics believe that the new artist is merely an epigone of the famous painter.
بسیاری از منتقدان معتقدند که هنرمند جدید صرفاً یک پیرو نقاش مشهور است.
the novel was criticized for being an epigone of earlier works.
این رمان به دلیل تقلید از آثار قبلی مورد انتقاد قرار گرفت.
as an epigone, he lacks the originality that defined the previous generation.
به عنوان یک پیرو، او فاقد اصالت و نوآوری است که نسل قبلی را تعریف میکرد.
her music feels like an epigone of the 90s pop scene.
موسیقی او بیشتر شبیه به تقلیدی از صحنه موسیقی پاپ دهه 90 است.
the film was seen as an epigone of classic horror movies.
فیلم به عنوان تقلیدی از فیلمهای ترسناک کلاسیک دیده شد.
he is not an innovator but rather an epigone in the world of fashion.
او یک نوآور نیست، بلکه در دنیای مد یک پیرو است.
many believe that the author is just an epigone of great literary figures.
بسیاری معتقدند که نویسنده صرفاً یک پیرو چهرههای ادبی بزرگ است.
being labeled an epigone can be quite damaging to an artist's reputation.
برچسب خوردن به عنوان یک پیرو میتواند به شهرت یک هنرمند آسیب برساند.
the debate continues over whether he is an epigone or a true innovator.
بحث ادامه دارد که آیا او یک پیرو است یا یک نوآور واقعی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید