epigons

[ایالات متحده]/ˈɛpɪɡɒn/
[بریتانیا]/ˈɛpɪɡɑn/

ترجمه

n. یک تقلید کننده یا پیرو پایین‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

epigon of art

استمرارطلب هنر

epigon of style

استمرارطلب سبک

epigon of literature

استمرارطلب ادبیات

epigon of music

استمرارطلب موسیقی

epigon of culture

استمرارطلب فرهنگ

epigon of fashion

استمرارطلب مد

epigon of philosophy

استمرارطلب فلسفه

epigon of design

استمرارطلب طراحی

epigon of thought

استمرارطلب تفکر

epigon of innovation

استمرارطلب نوآوری

جملات نمونه

he is often considered an epigon of classical music.

او اغلب به عنوان پیرو موسیقی کلاسیک در نظر گرفته می‌شود.

the artist's work is seen as an epigon of modern art.

اثر هنرمند به عنوان پیرو هنر مدرن دیده می‌شود.

many critics label her as an epigon in the literary world.

بسیاری از منتقدان او را به عنوان پیرو در دنیای ادبیات معرفی می‌کنند.

his style is often described as that of an epigon.

سبک او اغلب به عنوان سبک یک پیرو توصیف می‌شود.

some believe that being an epigon is a necessary step in development.

برخی معتقدند که بودن یک پیرو یک گام ضروری در توسعه است.

the film was criticized for being an epigon of earlier works.

فیلم به خاطر پیروی از آثار قبلی مورد انتقاد قرار گرفت.

he embraced his role as an epigon, learning from the masters.

او نقش خود را به عنوان یک پیرو پذیرفت و از اساتید آموخت.

being called an epigon can be both flattering and insulting.

نامیده شدن به عنوان یک پیرو می‌تواند هم دلپذیر و هم توهین‌آمیز باشد.

she aims to evolve from being an epigon to a true innovator.

او قصد دارد از یک پیرو به یک نوآور واقعی تبدیل شود.

the debate about whether he is an epigon continues among scholars.

بحث در مورد اینکه آیا او یک پیرو است، در بین محققان ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید