disciple

[ایالات متحده]/dɪˈsaɪpl/
[بریتانیا]/dɪˈsaɪpl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیرو، دانش‌آموز

عبارات و ترکیب‌ها

loyal disciple

شاگرد وفادار

disciple of Buddha

شاگرد بودا

جملات نمونه

a disciple of Rousseau.

شاگردی از روسو

an ardent disciple of Yoga

یک شاگرد صمیمی یوگا

Judas was one of the twelve disciples of Jesus.

یهودا یکی از دوازده شاگرد عیسی بود.

Your disciple failed to welcome you.

شاگرد شما از خوشامدگویی به شما باز ماند.

To reach the unchurched, and make disciples of Christ.

برای رسیدن به افراد غیرمذهبی و شاگرد کردن مسیح.

one of the purposes of his coming was to nerve the disciples to witness to Jesus.

یکی از اهداف ورود او، تقویت شاگردان برای شهادت دادن درباره عیسی بود.

Disciple Jui Khin sent me the sitatapatrawh.jpg file that shows the Mantra Wheel of the Protectress the Great White Umbrella as drawn by Patriarch Nona.

شاگرد جویی خین فایل sitatapatrawh.jpg را برایم فرستاد که چرخ مانترای بانوی چتر سفید بزرگ را نشان می‌دهد که توسط پطرک نونا ترسیم شده است.

And ye shall say unto the goodman of the house, The Master saith unto thee, Where is the guestchamber, where I shall eat the passover with my disciples?

و شما به صاحب خانه بگویید: استاد به شما می‌گوید: اتاق مهمان کجاست، جایی که من با شاگردانم عشاء ربانی را خواهم خورد؟

And wheresoever he shall go in, say ye to the goodman of the house, The Master saith, Where is the guestchamber, where I shall eat the passover with my disciples?

و هر کجا که وارد شود، به صاحب خانه بگویید: استاد می‌گوید: اتاق مهمان کجاست، جایی که من با شاگردانم عشاء ربانی را خواهم خورد؟

Twelve disciples were constant attendants of the Master: Narendra, Rakhal, Baburam, Niranjan, Jogin, Latu, Tarak, the elder Gopal, Kali, Sashi, Sarat, and the younger Gopal.

دوازده شاگرد به طور دائم در خدمت استاد بودند: نارندرا، راخال، بابورام، نیرانجان، جوگین، لاتو، تارک، گوپال بزرگتر، کالی، شاشی، سارات و گوپال جوانتر.

Leo Tolstoy, who in his fifties gave up much of his wealth and devoted himself to a life of pacificism and asceticism, had as one of his disciples a certain wealthy aristocrat named Chertkov.

لئو تولستوی، که در دهه پنجاهی زندگی خود بخش زیادی از ثروت خود را رها کرد و خود را وقف زندگی‌ای با صلح‌طلبی و آسکیتیسم کرد، یکی از شاگردان خود را فرد ثروتمندی به نام چرتکف داشت.

His disciples were judged by their ability to surrender to his will, and any opposing views were branded as an unspiritual lack of faith.

شاگردان او بر اساس توانایی آنها در تسلیم شدن به خواست او قضاوت می‌شدند و هرگونه نظر مخالف به عنوان فقدان ایمان غیرمعنوی تلقی می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید