She had an epiphany while watching the sunset, realizing what truly mattered in life.
او در حالی که غروب خورشید را تماشا میکرد، تجربهای روشنگرانه داشت و متوجه شد چه چیزی در زندگی واقعاً مهم است.
After years of confusion, he finally had an epiphany about his career path.
پس از سالها سردرگمی، او سرانجام تجربهای روشنگرانه در مورد مسیر شغلی خود داشت.
The novel's ending provided readers with a powerful epiphany about the nature of love.
پایان رمان، خوانندگان را با تجربهای روشنگرانه در مورد ماهیت عشق مواجه کرد.
Through meditation, she experienced an epiphany that changed her perspective on life.
از طریق مدیتیشن، او تجربهای روشنگرانه داشت که دیدگاه او را نسبت به زندگی تغییر داد.
The scientist had an epiphany that led to a groundbreaking discovery in the field of physics.
دانشمند تجربهای روشنگرانه داشت که منجر به کشف مهمی در زمینه فیزیک شد.
His epiphany about the environment inspired him to start an eco-friendly business.
تجربهی روشنگرانه او در مورد محیط زیست، او را به شروع یک کسب و کار سازگار با محیط زیست تشویق کرد.
The artist had an epiphany that transformed her approach to painting.
تجربهی روشنگرانه هنرمند، رویکرد او به نقاشی را متحول کرد.
During the retreat, she had a spiritual epiphany that brought her peace and clarity.
در طول تعطیلات، او تجربهای روشنگرانه معنوی داشت که صلح و وضوح را برای او به ارمغان آورد.
The CEO's epiphany about work-life balance led to a new company policy on flexible hours.
تجربهی روشنگرانه مدیرعامل در مورد تعادل کار و زندگی، منجر به سیاست جدید شرکت در مورد ساعات انعطافپذیر شد.
In a moment of epiphany, she realized the solution to the problem that had been eluding her for weeks.
در یک لحظه روشنگری، او متوجه شد که راه حل مشکلی که برای هفتهها از او دور بوده چیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید