misconception

[ایالات متحده]/ˌmɪskənˈsepʃən/
[بریتانیا]/'mɪskən'sɛpʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوء تفاهم، ایده نادرست، برداشت غلط.

عبارات و ترکیب‌ها

common misconception

تصور غلط رایج

جملات نمونه

popular misconceptions about AIDS

تصورات غلط رایج درباره ایدز

public misconceptions about Aids remain high.

تصورات غلط عمومی در مورد ایدز همچنان زیاد است.

to wrench our Bible to make it fit a misconception of facts.

برای تحریف کتاب مقدس ما به گونه‌ای که با یک سوء تفاهم از حقایق مطابقت داشته باشد.

had many misconceptions about the new tax program.

تصورات غلط زیادی در مورد برنامه مالیاتی جدید داشت.

We hope the programme will dispel certain misconceptions about the disease.

امیدواریم برنامه برخی از تصورات غلط در مورد بیماری را از بین ببرد.

A number of misconceptions have grown up around this theory.

تعدادی از تصورات غلط در مورد این نظریه شکل گرفته است.

labored under the misconception that others were cooperating.

تحت تأثیر این تصور غلط بودند که دیگران همکاری می کنند.

Invisible Blades enjoy cultivating misconceptions about the level of danger they present, and they relish any chance to demonstrate that the most unimposing weapons can be the most lethal.

چاقوهای نامرئی از پرورش تصورات غلط در مورد سطح خطر ناشی از آنها لذت می برند و از هر فرصتی برای نشان دادن اینکه سلاح های غیرقابل توجه می توانند کشنده ترین باشند، استقبال می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید