equidistant

[ایالات متحده]/ˌiːkwɪ'dɪst(ə)nt/
[بریتانیا]/'ikwə'dɪstənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به یک اندازه دور

عبارات و ترکیب‌ها

equidistant points

نقاط مساوی‌فاصله

جملات نمونه

Rome is about equidistant from Cairo and Oslo.

رم به‌ طور تقریباً در فاصله یکسانی از قاهره و اسلو قرار دارد.

The cycloidal equidistant-curve worm gearset is the new type of worm and worm gear transmission equipment.

چرخ‌دندک کروی با منحنی مساوی‌فاصله، نوع جدیدی از تجهیزات انتقال چرخ‌دندک و چرخ‌دنده است.

the line joins together all points which are equidistant from the two axes.

خط تمام نقاطی را به هم متصل می‌کند که در فاصله مساوی از دو محور قرار دارند.

The two cities are equidistant from our location.

دو شهر در فاصله مساوی از موقعیت ما قرار دارند.

An equidistant point between A and B.

یک نقطه در فاصله مساوی بین A و B.

The equidistant distribution of resources.

توزیع مساوی‌فاصله منابع.

The equidistant spacing of the fence posts.

فاصله گذاری مساوی‌فاصله تیرک‌ها.

To find the equidistant point on the line.

برای یافتن نقطه در فاصله مساوی روی خط.

An equidistant line from both endpoints.

یک خط در فاصله مساوی از هر دو نقطه.

The equidistant relationship between the siblings.

رابطه مساوی‌فاصله بین خواهر و برادر.

Equidistant intervals along the timeline.

فاصله‌های مساوی‌فاصله در طول خط زمانی.

The equidistant distribution of seating in the auditorium.

توزیع مساوی‌فاصله صندلی‌ها در تالار.

An equidistant line dividing the square into two equal parts.

یک خط در فاصله مساوی که مربع را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید