erethisms

[ایالات متحده]/ˈɛr.ɪ.θɪ.zəmz/
[بریتانیا]/ˈɛr.ə.θɪ.zəmz/

ترجمه

n. تحریک پذیری بیش از حد یا افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی

عبارات و ترکیب‌ها

acute erethisms

واکنش‌های حاد

chronic erethisms

واکنش‌های مزمن

sensory erethisms

واکنش‌های حسی

peripheral erethisms

واکنش‌های محیطی

psychogenic erethisms

واکنش‌های روانی‌تولد یافته

localized erethisms

واکنش‌های موضعی

generalized erethisms

واکنش‌های فراگیر

mild erethisms

واکنش‌های خفیف

severe erethisms

واکنش‌های شدید

transient erethisms

واکنش‌های گذرا

جملات نمونه

his erethisms were evident during the presentation.

علائم ارتیزم در طول ارائه آشکار بود.

she experienced erethisms after taking the medication.

پس از مصرف دارو، او دچار ارتیزم شد.

erethisms can be a sign of underlying health issues.

ارتیزم می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات سلامت زمینه‌ای باشد.

the doctor explained the causes of erethisms.

پزشک علل ارتیزم را توضیح داد.

identifying erethisms early can help in treatment.

تشخیص زودهنگام ارتیزم می‌تواند به درمان کمک کند.

he had to avoid triggers that caused erethisms.

او باید از عواملی که باعث ارتیزم می‌شدند، اجتناب می‌کرد.

she kept a journal to track her erethisms.

او یک دفترچه یادداشت برای پیگیری ارتیزم خود نگه داشت.

understanding erethisms can improve patient care.

درک ارتیزم می‌تواند مراقبت از بیمار را بهبود بخشد.

they discussed various treatments for erethisms.

آنها روش‌های درمانی مختلف برای ارتیزم را مورد بحث قرار دادند.

his erethisms were triggered by certain foods.

ارتیزم او توسط برخی غذاها تحریک می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید