| جمع | ergs |
ergonomic chair
صندلی ارگونومیک
ergonomic design
طراحی ارگونومیک
ergonomic keyboard
صفحه کلید ارگونومیک
ergonomic mouse
ماوس ارگونومیک
ergonomic tools
ابزارهای ارگونومیک
ergonomic posture
وضعیت بدنی ارگونومیک
ergonomic office
فضای کاری ارگونومیک
ergonomic equipment
تجهیزات ارگونومیک
ergonomic features
ویژگیهای ارگونومیک
ergonomics expert
متخصص ارگونومی
she let out an erg of frustration.
او با ناراحتی یک ارگ را بیرون رها کرد.
he expressed an erg of excitement when he won.
او با هیجان یک ارگ را زمانی که برنده شد ابراز کرد.
the dog gave an erg of annoyance at the noise.
سگ با ناراحتی یک ارگ را در برابر صداها نشان داد.
she felt an erg of pain in her ankle.
او یک ارگ درد را در مچ پایش احساس کرد.
with an erg of determination, he finished the race.
با یک ارگ اراده، او مسابقه را به پایان رساند.
he gave an erg of laughter at the joke.
او با خنده یک ارگ را در برابر شوخی نشان داد.
she sighed with an erg of relief after the exam.
او با یک ارگ آسایش بعد از امتحان آهی کشید.
the child made an erg of joy when he saw the puppy.
کودک با خوشحالی یک ارگ را زمانی که توله سگ را دید نشان داد.
he felt an erg of guilt after the argument.
او بعد از بحث یک ارگ گناه را احساس کرد.
she let out an erg of disbelief at the news.
او با یک ارگ عدم باور در برابر خبرها آن را بیرون رها کرد.
ergonomic chair
صندلی ارگونومیک
ergonomic design
طراحی ارگونومیک
ergonomic keyboard
صفحه کلید ارگونومیک
ergonomic mouse
ماوس ارگونومیک
ergonomic tools
ابزارهای ارگونومیک
ergonomic posture
وضعیت بدنی ارگونومیک
ergonomic office
فضای کاری ارگونومیک
ergonomic equipment
تجهیزات ارگونومیک
ergonomic features
ویژگیهای ارگونومیک
ergonomics expert
متخصص ارگونومی
she let out an erg of frustration.
او با ناراحتی یک ارگ را بیرون رها کرد.
he expressed an erg of excitement when he won.
او با هیجان یک ارگ را زمانی که برنده شد ابراز کرد.
the dog gave an erg of annoyance at the noise.
سگ با ناراحتی یک ارگ را در برابر صداها نشان داد.
she felt an erg of pain in her ankle.
او یک ارگ درد را در مچ پایش احساس کرد.
with an erg of determination, he finished the race.
با یک ارگ اراده، او مسابقه را به پایان رساند.
he gave an erg of laughter at the joke.
او با خنده یک ارگ را در برابر شوخی نشان داد.
she sighed with an erg of relief after the exam.
او با یک ارگ آسایش بعد از امتحان آهی کشید.
the child made an erg of joy when he saw the puppy.
کودک با خوشحالی یک ارگ را زمانی که توله سگ را دید نشان داد.
he felt an erg of guilt after the argument.
او بعد از بحث یک ارگ گناه را احساس کرد.
she let out an erg of disbelief at the news.
او با یک ارگ عدم باور در برابر خبرها آن را بیرون رها کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید