ergative

[ایالات متحده]/ˈɜːɡətɪv/
[بریتانیا]/ˈɜrɡətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در اسکیمو، باسکی و غیره) یک حالت که نمایانگر عامل یک فعل متعدی است

عبارات و ترکیب‌ها

ergative verb

فاعل‌گزاری

ergative construction

ساختار فاعل‌گزاری

ergative case

حالت فاعل‌گزاری

ergative language

زبان فاعل‌گزاری

ergative system

سامانه فاعل‌گزاری

ergative alignment

راستا‌یی فاعل‌گزاری

ergative pattern

الگوهای فاعل‌گزاری

ergative morphology

آهنگ‌واره فاعل‌گزاری

ergative feature

ویژگی فاعل‌گزاری

ergative argument

معطله فاعل‌گزاری

جملات نمونه

the ergative case is essential in some languages.

حالت ارگاتیو در برخی زبان‌ها ضروری است.

he studied the ergative structure of the language.

او ساختار ارگاتیو زبان را مطالعه کرد.

understanding ergative verbs can be challenging.

درک فعل‌های ارگاتیو می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

she explained the concept of ergative alignment.

او مفهوم هم‌ترازی ارگاتیو را توضیح داد.

many languages exhibit ergative patterns.

زبان‌های زیادی الگوهای ارگاتیو را نشان می‌دهند.

he found ergative constructions in the text.

او ساختارهای ارگاتیو را در متن یافت.

learning about ergative languages is fascinating.

یادگیری در مورد زبان‌های ارگاتیو جذاب است.

she wrote a paper on ergative versus accusative languages.

او مقاله‌ای در مورد زبان‌های ارگاتیو در مقابل زبان‌های دستوری نوشت.

ergative languages often have unique grammar rules.

زبان‌های ارگاتیو اغلب قوانین دستوری منحصر به فرد دارند.

the professor specializes in ergative syntax.

این استاد در نحو ارگاتیو تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید