escadrille

[ایالات متحده]/ˈɛskədrɪl/
[بریتانیا]/ˈɛskədrɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اسکادران کوچک از هواپیماها یا کشتی‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

escadrille formation

تشکیل اسکادران

escadrille leader

رهبر اسکادران

escadrille tactics

تاکتیک های اسکادران

escadrille mission

ماموریت اسکادران

escadrille flight

پرواز اسکادران

escadrille squadron

گردان اسکادران

escadrille training

آموزش اسکادران

escadrille exercise

تمرین اسکادران

escadrille maneuvers

مانورهای اسکادران

escadrille operations

عملیات اسکادران

جملات نمونه

the escadrille flew over the countryside.

گروه جنگنده بر فراز حومه پرواز کرد.

the escadrille was formed during the war.

گروه جنگنده در طول جنگ تشکیل شد.

each escadrille had its own unique insignia.

هر گروه جنگنده نشان منحصر به فرد خود را داشت.

the pilots in the escadrille trained rigorously.

خلبانان گروه جنگنده به طور جدی آموزش دیدند.

the escadrille participated in several missions.

گروه جنگنده در چندین مأموریت شرکت کرد.

he served as a commander of the escadrille.

او به عنوان فرمانده گروه جنگنده خدمت کرد.

the escadrille conducted aerial reconnaissance.

گروه جنگنده شناسایی هوایی انجام داد.

members of the escadrille shared a strong bond.

اعضای گروه جنگنده پیوند محکمی با یکدیگر داشتند.

the escadrille's mission was to protect the skies.

ماموریت گروه جنگنده محافظت از آسمان بود.

after the war, the escadrille was disbanded.

پس از جنگ، گروه جنگنده منحل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید