escutcheon

[ایالات متحده]/ɪsˈkʌtʃən/
[بریتانیا]/ɪsˈkʌtʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سپر زینتی یا پوشش شبیه سپر؛ آرم قفل یا پوشش کلید؛ در زمینه پزشکی، توزیع شبیه سپر (موهای ناحیه تناسلی)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

brass escutcheon

سربرس

escutcheon plate

صفحه سپر

escutcheon design

طرح سپر

escutcheon key

سپر کلید

escutcheon bolt

پیچ سپر

escutcheon fitting

اتصال سپر

escutcheon cover

روکش سپر

escutcheon style

سبک سپر

escutcheon hardware

تجهیزات سپر

decorative escutcheon

سپر تزئینی

جملات نمونه

the escutcheon displayed the family crest proudly.

نشان خاندان را با افتخار به نمایش می‌گذاشت.

he polished the escutcheon until it shone.

او نشان را تا زمانی که برق می‌زد، صیقل داد.

the escutcheon was intricately designed with floral patterns.

نشان به طور پیچیده با طرح‌های گل طراحی شده بود.

they mounted the escutcheon on the wall as a decoration.

آنها نشان را به عنوان تزئیناتی روی دیوار نصب کردند.

each knight had a unique escutcheon to represent their lineage.

هر شوالیه نشان منحصر به فردی برای نشان دادن نسب خود داشت.

the escutcheon fell from the wall during the storm.

نشان در طول طوفان از دیوار افتاد.

she admired the escutcheon on the old castle.

او به نشان روی قلعه قدیمی خیره شد.

the escutcheon was a symbol of honor and bravery.

نشان نمادی از افتخار و شجاعت بود.

he inherited the escutcheon from his grandfather.

او نشان را از پدربزرگ خود به ارث برد.

the escutcheon served as a reminder of their heritage.

نشان به عنوان یادآور ارثیه آنها عمل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید