esthesia

[ایالات متحده]/ɛsˈθiːʒə/
[بریتانیا]/ɛsˈθiːʒə/

ترجمه

n. حس یا ادراک
Word Forms
جمعesthesias

عبارات و ترکیب‌ها

anesthesia

بی‌حسی

hyperesthesia

فرسودگی حسی

hypoesthesia

کاهش حساسیت

esthesia test

تست حس

esthesia response

پاسخ حسی

esthesia threshold

آستانه حس

paresthesia

پارستزی

esthesia sensation

احساس حسی

esthesia awareness

آگاهی حسی

esthesia disorder

اختلال حسی

جملات نمونه

she has a heightened sense of esthesia.

او حس استتیا بالاتری دارد.

esthesia can vary from person to person.

استتیا می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

he studied the relationship between esthesia and perception.

او رابطه بین استتیا و ادراک را مطالعه کرد.

after the accident, she experienced a loss of esthesia in her hand.

پس از حادثه، او از دست دادن استتیا در دست خود را تجربه کرد.

esthesia plays a crucial role in our daily experiences.

استتیا نقش مهمی در تجربیات روزانه ما ایفا می‌کند.

he felt a strange esthesia after the medication.

او پس از مصرف دارو، احساس استتیا عجیبی کرد.

understanding esthesia is important for medical professionals.

درک استتیا برای متخصصان پزشکی مهم است.

her esthesia was affected by the cold weather.

استتیا او تحت تأثیر هوای سرد قرار گرفت.

they conducted experiments to measure esthesia responses.

آنها آزمایش‌هایی برای اندازه‌گیری پاسخ‌های استتیا انجام دادند.

esthesia can be influenced by various external factors.

استتیا می‌تواند تحت تأثیر عوامل خارجی مختلف قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید