esthetics

[ایالات متحده]/ɛsˈθɛtɪks/
[بریتانیا]/ɛsˈθɛtɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از فلسفه که به ماهیت زیبایی و سلیقه هنری می‌پردازد

عبارات و ترکیب‌ها

art esthetics

هنر زیبایی‌شناسی

visual esthetics

زی زیبایی‌شناسی بصری

design esthetics

زی زیبایی‌شناسی طراحی

aesthetic esthetics

زی زیبایی‌شناسی زیبایی‌شناختی

modern esthetics

زی زیبایی‌شناسی مدرن

cultural esthetics

زی زیبایی‌شناسی فرهنگی

natural esthetics

زی زیبایی‌شناسی طبیعی

philosophical esthetics

زی زیبایی‌شناسی فلسفی

esthetic principles

اصول زیبایی‌شناسی

esthetic values

ارزش‌های زیبایی‌شناسی

جملات نمونه

esthetics plays a crucial role in modern design.

زیست‌شناسی نقش مهمی در طراحی مدرن ایفا می‌کند.

many artists focus on esthetics in their work.

بسیاری از هنرمندان بر روی زیست‌شناسی در آثار خود تمرکز می‌کنند.

the esthetics of the building attract many visitors.

زیست‌شناسی ساختمان بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب می‌کند.

she has a keen sense of esthetics.

او حس قوی‌ای از زیست‌شناسی دارد.

esthetics can greatly influence consumer behavior.

زیست‌شناسی می‌تواند به طور قابل توجهی بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارد.

he studied esthetics to improve his artistic skills.

او برای بهبود مهارت‌های هنری خود، زیست‌شناسی را مطالعه کرد.

the esthetics of nature inspire many photographers.

زیست‌شناسی طبیعت بسیاری از عکاسان را الهام بخش است.

in fashion, esthetics is essential for brand identity.

در مد، زیست‌شناسی برای هویت برند ضروری است.

understanding esthetics can enhance your appreciation of art.

درک زیست‌شناسی می‌تواند قدردانی شما از هنر را افزایش دهد.

they debated the esthetics of contemporary architecture.

آنها در مورد زیست‌شناسی معماری معاصر بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید