approximating

[ایالات متحده]/[əˈprɒksɪmətɪŋ]/
[بریتانیا]/[əˈproksɪmeɪtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مقدار واقعی نزدیک بودن؛ تخمین زدن یا تقریب زدن چیزی.
adj. تقریب‌زننده یک مقدار یا کمیت.
adv. به گونه‌ای که به مقدار واقعی نزدیک باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

approximating reality

تقریب واقعیت

approximating cost

تقریب هزینه

approximating value

تقریب ارزش

approximating time

تقریب زمان

approximating solution

تقریب راه حل

approximating number

تقریب عدد

approximating size

تقریب اندازه

approximating speed

تقریب سرعت

approximating answer

تقریب پاسخ

approximating figure

تقریب رقم

جملات نمونه

we are approximating the population size to be around 3 million.

ما اندازه جمعیت را حدود 3 میلیون تخمین می‌زنیم.

the model is approximating real-world conditions quite well.

مدل شرایط دنیای واقعی را به خوبی تقریب می‌زند.

the algorithm is approximating a solution to the complex problem.

الگوریتم یک راه حل برای مسئله پیچیده را تقریب می‌زند.

the data points are approximating a normal distribution.

نقاط داده یک توزیع نرمال را تقریب می‌زنند.

i'm approximating the cost to be about $500.

من هزینه را حدود 500 دلار تخمین می‌زنم.

the artist is approximating the landscape with watercolors.

هنرمند منظره را با آبرنگ تقریب می‌زند.

the software is approximating the user's behavior.

نرم‌افزار رفتار کاربر را تقریب می‌زند.

the scientist is approximating the speed of light.

دانشمند سرعت نور را تقریب می‌زند.

the company is approximating annual revenue to be $10 million.

شرکت درآمد سالانه را حدود 10 میلیون دلار تخمین می‌زند.

the engineer is approximating the structural load.

مهندس بار سازه‌ای را تقریب می‌زند.

we are approximating the delivery time to be two to three days.

ما زمان تحویل را بین دو تا سه روز تخمین می‌زنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید