etagere

[ایالات متحده]/ˌeɪtæˈʒeɪ/
[بریتانیا]/ˌeɪtæˈʒɛr/

ترجمه

n.(فرانسوی) یک قفسه برای نمایش عتیقه‌ها یا زینت‌های کوچک
شکل‌های واژه
جمعetageres

عبارات و ترکیب‌ها

wooden etagere

کمد چوبی

etagere shelf

قفسه اتگِر

corner etagere

اتگِر گوشه‌ای

etagere unit

واحد اتگِر

glass etagere

اتگِر شیشه‌ای

etagere display

نمایش اتگِر

etagere design

طراحی اتگِر

metal etagere

اتگِر فلزی

etagere cabinet

کابینت اتگِر

etagere decor

دکور اتگِر

جملات نمونه

the etagere in the living room holds our family photos.

قفسه‌های اتاق نشیمن عکس‌های خانوادگی ما را نگهداری می‌کنند.

she arranged the books neatly on the etagere.

او کتاب‌ها را به طور مرتب روی قفسه قرار داد.

we bought an etagere to display our collectibles.

ما یک قفسه برای نمایش کلکسیون‌هایمان خریدیم.

the etagere adds a touch of elegance to the room.

قفسه ظاهری شیک به اتاق می‌بخشد.

she painted the etagere a bright color to match the decor.

او قفسه را به رنگ روشن برای مطابقت با دکوراسیون رنگ کرد.

he built a custom etagere for his art supplies.

او یک قفسه سفارشی برای لوازم هنری خود ساخت.

the etagere was filled with vintage books and trinkets.

قفسه پر از کتاب‌های قدیمی و وسایل تزئینی بود.

we decided to place the etagere in the corner of the dining room.

ما تصمیم گرفتیم قفسه را در گوشه اتاق غذاخوری قرار دهیم.

she uses the etagere to organize her craft materials.

او از قفسه برای سازماندهی لوازم کاردستی خود استفاده می‌کند.

the etagere is perfect for showcasing our travel souvenirs.

قفسه برای به نمایش گذاشتن سوغاتی‌های سفر ما عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید