ethereality

[ایالات متحده]/ɪˌθɪəˈrælɪti/
[بریتانیا]/ɪˌθɪrˈælɪti/

ترجمه

n. کیفیت اترال، ظریف یا نامحسوس بودن؛ کیفیت اترال، معنوی یا تصفیه شده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

ethereality of dreams

ظرافت رویاها

ethereality in art

ظرافت در هنر

ethereality of light

ظرافت نور

ethereality of nature

ظرافت طبیعت

ethereality of sound

ظرافت صدا

ethereality in music

ظرافت در موسیقی

ethereality of beauty

ظرافت زیبایی

ethereality in poetry

ظرافت در شعر

ethereality of existence

ظرافت وجود

ethereality of love

ظرافت عشق

جملات نمونه

her voice had an ethereality that captivated everyone.

صدای او دارای نوعی اثری بود که همه را مجذوب خود کرد.

the ethereality of the landscape took my breath away.

اثری بودن مناظر، نفسم را گرفت.

there's an ethereality in the way she dances.

در نحوه رقص او نوعی اثری وجود دارد.

the painting exudes an ethereality that feels otherworldly.

تابلو اثری را از خود ساطع می‌کند که احساسی فرازمینی دارد.

in the moonlight, the garden had an ethereality that was enchanting.

در نور ماه، باغ دارای اثری بود که مسحور کننده بود.

her ethereality made her stand out in the crowd.

اثری بودن او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

the music had an ethereality that transported listeners to another realm.

موسیقی دارای اثری بود که شنوندگان را به قلمرو دیگری منتقل می‌کرد.

there was an ethereality to the mist that enveloped the mountains.

مه غلیظی وجود داشت که اثری خاص به کوه‌ها بخشیده بود.

the ethereality of her beauty was almost surreal.

اثری بودن زیبایی او تقریباً فراواقعی بود.

he spoke with an ethereality that made his words feel profound.

او با نوعی اثری صحبت کرد که باعث شد کلماتش عمیق به نظر برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید