etherealizes

[ایالات متحده]/ɪˈθɪəriəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ɪˈθɪriəˌlaɪzɪz/

ترجمه

v. به حالت روحانی یا غیرزمینی درآوردن؛ روحانی کردن؛ عالی یا تصفیه کردن؛ تبدیل به اتر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

etherealizes the moment

لحظه‌ای را غیرمادی می‌کند

etherealizes the scene

صحنه را غیرمادی می‌کند

etherealizes the experience

تجربه را غیرمادی می‌کند

etherealizes the atmosphere

فضای هوا را غیرمادی می‌کند

etherealizes the sound

صدا را غیرمادی می‌کند

etherealizes the light

نور را غیرمادی می‌کند

etherealizes the vision

بینش را غیرمادی می‌کند

etherealizes the beauty

زیبایی را غیرمادی می‌کند

etherealizes the art

هنر را غیرمادی می‌کند

etherealizes the spirit

روح را غیرمادی می‌کند

جملات نمونه

the artist etherealizes the mundane into something magical.

هنرمند، امور روزمره را به چیزی جادویی بدل می‌کند.

her voice etherealizes the atmosphere during the performance.

صدای او در طول اجرا، فضای محیط را جادویی می‌کند.

the film etherealizes reality, making it feel dreamlike.

فیلم واقعیت را جادویی می‌کند و آن را رویایی به نظر می‌رساند.

the poem etherealizes the beauty of nature.

شعر، زیبایی طبیعت را جادویی می‌کند.

she etherealizes her surroundings with her graceful movements.

او با حرکات موزون خود، محیط اطرافش را جادویی می‌کند.

the music etherealizes the room, creating a serene ambiance.

موسیقی، فضای اتاق را جادویی می‌کند و فضایی آرام‌بخش ایجاد می‌کند.

his photography etherealizes everyday moments.

عکاسی او، لحظات روزمره را جادویی می‌کند.

the dancer etherealizes the stage with her enchanting performance.

رقصنده با اجرای مسحورکننده‌اش، صحنه را جادویی می‌کند.

the novel etherealizes the struggles of its characters.

رمان، مبارزات شخصیت‌های آن را جادویی می‌کند.

in her art, she etherealizes the concept of love.

در هنر خود، او مفهوم عشق را جادویی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید