euesthesia

[ایالات متحده]/juːˈɛsθɪə/
[بریتانیا]/juˈɛsθiə/

ترجمه

n. حس طبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

euesthesia response

پاسخ‌گویی استِتِزی

euesthesia threshold

آستانه استِتِزی

euesthesia sensation

احساس استِتِزی

euesthesia test

تست استِتِزی

euesthesia level

سطح استِتِزی

euesthesia evaluation

ارزیابی استِتِزی

euesthesia analysis

تجزیه و تحلیل استِتِزی

euesthesia measure

اندازه‌گیری استِتِزی

euesthesia disorder

اختلال استِتِزی

euesthesia phenomenon

پدیده‌ی استِتِزی

جملات نمونه

she has a heightened sense of euesthesia.

او حس قوی‌تری از یوئستزیا دارد.

his euesthesia allows him to connect deeply with nature.

یوئستزیا او را قادر می‌سازد تا عمیقاً با طبیعت ارتباط برقرار کند.

practicing mindfulness can enhance your euesthesia.

تمرین ذهن‌آگاهی می‌تواند یوئستزیا شما را تقویت کند.

euesthesia plays a crucial role in emotional intelligence.

یوئستزیا نقش مهمی در هوش هیجانی ایفا می‌کند.

artists often rely on their euesthesia for inspiration.

هنرمندان اغلب برای الهام از یوئستزیا خود استفاده می‌کنند.

developing euesthesia can improve interpersonal relationships.

توسعه یوئستزیا می‌تواند روابط بین فردی را بهبود بخشد.

she described a feeling of euesthesia during meditation.

او در هنگام مدیتیشن، احساسی از یوئستزیا را توصیف کرد.

his euesthesia was evident in his ability to read emotions.

یوئستزیا او در توانایی خواندن احساساتش آشکار بود.

euesthesia can be trained through various exercises.

می‌توان از طریق تمرینات مختلف، یوئستزیا را آموزش داد.

she uses her euesthesia to guide her decision-making.

او از یوئستزیا خود برای هدایت تصمیم‌گیری‌هایش استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید