euphonic

[ایالات متحده]/juːˈfɒnɪk/
[بریتانیا]/juˈfɑnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خوشایند به گوش؛ هماهنگ در صدا؛ دارای تن خوب؛ ملودیک

عبارات و ترکیب‌ها

euphonic melody

ملودی خوش‌آوا

euphonic sound

صدای خوش‌آهنگ

euphonic harmony

هماهنگی خوش‌آوا

euphonic tones

لحن‌های خوش‌آوا

euphonic lyrics

اجرای شعر خوش‌آهنگ

euphonic rhythm

ریتم خوش‌آوا

euphonic composition

ترکیب خوش‌آهنگ

euphonic phrase

عبارت خوش‌آهنگ

euphonic voice

صدای خوش‌آهنگ

euphonic style

سبک خوش‌آهنگ

جملات نمونه

her voice is euphonic and soothing.

صدای او دلنشین و آرام‌بخش است.

the euphonic melodies filled the room.

ملودی‌های دلنشین اتاق را پر کرد.

he has a euphonic way of speaking.

او روش صحبت کردن دلنشینی دارد.

the poem is known for its euphonic quality.

این شعر به خاطر کیفیت دلنشینش معروف است.

they played euphonic music during the ceremony.

آنها در طول مراسم موسیقی دلنشینی پخش کردند.

her laughter has a euphonic charm.

خنده او جذابیت دلنشینی دارد.

the choir's euphonic harmonies captivated the audience.

هارمونی‌های دلنشین گروه کر تماشاگران را مجذوب کرد.

he prefers euphonic sounds over harsh noises.

او صدای دلنشین را بر صداهای خشن ترجیح می‌دهد.

the euphonic arrangement of the notes was impressive.

چیدمان دلنشین نت‌ها چشمگیر بود.

nature produces many euphonic sounds.

طبیعت صداهای دلنشین زیادی تولید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید