evener

[ایالات متحده]/ˈiːvənə/
[بریتانیا]/ˈiːvənər/

ترجمه

n. ابزاری یا دستگاهی که برای هموار کردن یا صاف کردن سطح استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

evening evener

شب هنگام

event evener

برگزار کننده رویداد

time evener

تنظیم کننده زمان

scale evener

تنظیم کننده مقیاس

balance evener

تنظیم کننده تعادل

score evener

تنظیم کننده امتیاز

level evener

تنظیم کننده سطح

judge evener

داور

outcome evener

تنظیم کننده نتیجه

fairness evener

تنظیم کننده انصاف

جملات نمونه

she used a special tool to make the surface evener.

او از یک ابزار خاص برای صاف کردن سطح استفاده کرد.

the carpenter ensured the shelves were evener before installation.

نجار اطمینان حاصل کرد که قبل از نصب، قفسه‌ها یکنواخت‌تر باشند.

we need to find a way to make the playing field evener for all teams.

ما باید راهی برای یکنواخت‌تر کردن شرایط بازی برای همه تیم‌ها پیدا کنیم.

he tried to make his argument evener by providing more data.

او سعی کرد با ارائه داده‌های بیشتر، استدلال خود را یکنواخت‌تر کند.

the artist worked hard to make the colors on the canvas evener.

هنرمند سخت تلاش کرد تا رنگ‌ها روی بوم را یکنواخت‌تر کند.

to create a better road, the construction team made the surface evener.

برای ساختن یک جاده بهتر، تیم ساختمانی سطح را یکنواخت کرد.

she believes that an evener distribution of resources is essential for fairness.

او معتقد است که توزیع یکنواخت منابع برای عدالت ضروری است.

the teacher aimed to make the grading process evener for all students.

معلم قصد داشت فرآیند نمره‌دهی را برای همه دانش‌آموزان یکنواخت‌تر کند.

using a leveler helped make the floor evener for the new tiles.

استفاده از تراز، کمک کرد تا کف را برای کاشی‌های جدید یکنواخت‌تر کنند.

he adjusted the settings to make the output evener.

او تنظیمات را برای یکنواخت‌تر کردن خروجی تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید