evening evener
شب هنگام
event evener
برگزار کننده رویداد
time evener
تنظیم کننده زمان
scale evener
تنظیم کننده مقیاس
balance evener
تنظیم کننده تعادل
score evener
تنظیم کننده امتیاز
level evener
تنظیم کننده سطح
judge evener
داور
outcome evener
تنظیم کننده نتیجه
fairness evener
تنظیم کننده انصاف
she used a special tool to make the surface evener.
او از یک ابزار خاص برای صاف کردن سطح استفاده کرد.
the carpenter ensured the shelves were evener before installation.
نجار اطمینان حاصل کرد که قبل از نصب، قفسهها یکنواختتر باشند.
we need to find a way to make the playing field evener for all teams.
ما باید راهی برای یکنواختتر کردن شرایط بازی برای همه تیمها پیدا کنیم.
he tried to make his argument evener by providing more data.
او سعی کرد با ارائه دادههای بیشتر، استدلال خود را یکنواختتر کند.
the artist worked hard to make the colors on the canvas evener.
هنرمند سخت تلاش کرد تا رنگها روی بوم را یکنواختتر کند.
to create a better road, the construction team made the surface evener.
برای ساختن یک جاده بهتر، تیم ساختمانی سطح را یکنواخت کرد.
she believes that an evener distribution of resources is essential for fairness.
او معتقد است که توزیع یکنواخت منابع برای عدالت ضروری است.
the teacher aimed to make the grading process evener for all students.
معلم قصد داشت فرآیند نمرهدهی را برای همه دانشآموزان یکنواختتر کند.
using a leveler helped make the floor evener for the new tiles.
استفاده از تراز، کمک کرد تا کف را برای کاشیهای جدید یکنواختتر کنند.
he adjusted the settings to make the output evener.
او تنظیمات را برای یکنواختتر کردن خروجی تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید