equalizer

[ایالات متحده]/'iːkwəlaɪzə/
[بریتانیا]/'ikwəlaɪzɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امتیازی که امتیاز را برابر می‌کند؛ گلی که مساوی می‌کند و همه چیز را برای همه برابر می‌سازد.

عبارات و ترکیب‌ها

audio equalizer

تطبیق‌دهنده صوتی

graphic equalizer

تطبیق‌دهنده گرافیکی

جملات نمونه

The equalizer in the game helped to balance the teams.

تطبیق دهنده در بازی به متعادل کردن تیم‌ها کمک کرد.

The equalizer goal tied the match.

گل تساوی مسابقه را به تساوی رساند.

He adjusted the equalizer on the stereo to improve the sound quality.

او تطبیق دهنده را روی استریو تنظیم کرد تا کیفیت صدا را بهبود بخشد.

The equalizer function on the camera helped to adjust the lighting.

عملکرد تطبیق دهنده روی دوربین به تنظیم نور کمک کرد.

She used the equalizer on the mixer to adjust the levels of sound.

او از تطبیق دهنده روی میکسر برای تنظیم سطح صدا استفاده کرد.

The equalizer settings can be customized to suit individual preferences.

می‌توان تنظیمات تطبیق دهنده را مطابق با سلیقه شخصی سفارشی کرد.

The equalizer on the guitar amp helps to adjust the tone.

تطبیق دهنده روی آمپلی فایر گیتار به تنظیم لحن کمک می‌کند.

The equalizer on the TV can enhance the viewing experience.

تطبیق دهنده روی تلویزیون می‌تواند تجربه تماشایی را بهبود بخشد.

He fine-tuned the equalizer on the music player for optimal sound.

او تطبیق دهنده را روی پخش کننده موسیقی برای صدای بهینه تنظیم دقیق کرد.

The equalizer on the car stereo allows for adjusting bass and treble levels.

تطبیق دهنده روی استریوی خودرو امکان تنظیم سطوح باس و تریبل را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید