eventides

[ایالات متحده]/ˈiːvəntaɪdz/
[بریتانیا]/ˈiːvəntaɪdz/

ترجمه

n. دوره‌ی عصر؛ غروب

عبارات و ترکیب‌ها

eventides glow

درخشش غروب

eventides whisper

نجواهای غروب

eventides call

احوال غروب

eventides calm

آرامش غروب

eventides dance

رقص غروب

eventides embrace

آغوش غروب

eventides beauty

زیبایی غروب

eventides song

آهنگ غروب

eventides journey

سفر غروب

eventides dreams

رویاهای غروب

جملات نمونه

as the eventides approached, the sky transformed into a canvas of colors.

همانطور که شب نزدیک می شد، آسمان به بوم رنگی تبدیل شد.

during the eventides, the city lights began to twinkle like stars.

در طول شب، چراغ های شهر شروع به چشمک زدن مانند ستاره ها کردند.

she loved to take long walks by the beach during the eventides.

او عاشق پیاده روی طولانی کنار ساحل در طول شب بود.

the eventides brought a sense of calm and serenity to the bustling town.

شب حسی از آرامش و سکوت را به شهر پرجنب و جوش آورد.

eventides are perfect for reflection and contemplation.

شب برای تفکر و تعمق عالی است.

children often play outside until the eventides signal their bedtime.

کودکان اغلب تا زمانی که شب زمان خواب آنها را نشان دهد در خارج از منزل بازی می کنند.

the eventides were filled with laughter and joy as families gathered.

شب با خنده و شادی پر شد زیرا خانواده ها دور هم جمع شدند.

she enjoyed painting the scenery during the eventides.

او از نقاشی منظره در طول شب لذت می برد.

eventides often inspire poets and musicians to create beautiful works.

شب اغلب الهام بخش شاعران و نوازندگان برای خلق آثار زیبا می شود.

the eventides were a magical time when the world seemed to pause.

شب زمانی جادویی بود که به نظر می رسید جهان متوقف شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید