everted pouch
کیف برگردانده شده
everted lip
لب برگردانده شده
everted bowel
روده برگردانده شده
everted sleeve
آستین برگردانده شده
everted membrane
غشاء برگردانده شده
everted structure
ساختار برگردانده شده
everted edge
لبه برگردانده شده
everted flap
درپوش برگردانده شده
everted segment
قطعه برگردانده شده
everted surface
سطح برگردانده شده
the surgeon everted the tissue during the procedure.
جراح در طول عمل جراحی بافت را به بیرون چرخاند.
she everted her sock to find a hole.
او جوراب خود را به بیرون چرخاند تا سوراخی پیدا کند.
the doctor explained how the everted eyelid could cause irritation.
پزشک توضیح داد که چگونه پلک برگشته می تواند باعث تحریک شود.
after the accident, his stomach was everted, causing concern.
پس از حادثه، معده او به بیرون چرخید که باعث نگرانی شد.
they everted the container to clean it thoroughly.
آنها ظرف را به بیرون چرخاندند تا آن را به طور کامل تمیز کنند.
the everted portion of the intestine was examined for damage.
قسمت بیرون زده روده برای بررسی آسیب بررسی شد.
he everted his jacket to shake off the dust.
او ژاکت خود را به بیرون چرخاند تا گرد و غبار را دور کند.
during the experiment, the researchers everted the samples for analysis.
در طول آزمایش، محققان نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل به بیرون چرخاندند.
she everted the bag to find her missing keys.
او کیف را به بیرون چرخاند تا کلیدهای گم شده خود را پیدا کند.
the everted skin flap was crucial for the surgery's success.
فلپ پوستی برگشته برای موفقیت جراحی بسیار مهم بود.
everted pouch
کیف برگردانده شده
everted lip
لب برگردانده شده
everted bowel
روده برگردانده شده
everted sleeve
آستین برگردانده شده
everted membrane
غشاء برگردانده شده
everted structure
ساختار برگردانده شده
everted edge
لبه برگردانده شده
everted flap
درپوش برگردانده شده
everted segment
قطعه برگردانده شده
everted surface
سطح برگردانده شده
the surgeon everted the tissue during the procedure.
جراح در طول عمل جراحی بافت را به بیرون چرخاند.
she everted her sock to find a hole.
او جوراب خود را به بیرون چرخاند تا سوراخی پیدا کند.
the doctor explained how the everted eyelid could cause irritation.
پزشک توضیح داد که چگونه پلک برگشته می تواند باعث تحریک شود.
after the accident, his stomach was everted, causing concern.
پس از حادثه، معده او به بیرون چرخید که باعث نگرانی شد.
they everted the container to clean it thoroughly.
آنها ظرف را به بیرون چرخاندند تا آن را به طور کامل تمیز کنند.
the everted portion of the intestine was examined for damage.
قسمت بیرون زده روده برای بررسی آسیب بررسی شد.
he everted his jacket to shake off the dust.
او ژاکت خود را به بیرون چرخاند تا گرد و غبار را دور کند.
during the experiment, the researchers everted the samples for analysis.
در طول آزمایش، محققان نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل به بیرون چرخاندند.
she everted the bag to find her missing keys.
او کیف را به بیرون چرخاند تا کلیدهای گم شده خود را پیدا کند.
the everted skin flap was crucial for the surgery's success.
فلپ پوستی برگشته برای موفقیت جراحی بسیار مهم بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید