everted

[ایالات متحده]/ɪˈvɜːtɪd/
[بریتانیا]/ɪˈvɜrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته ماضی evert

عبارات و ترکیب‌ها

everted pouch

کیف برگردانده شده

everted lip

لب برگردانده شده

everted bowel

روده برگردانده شده

everted sleeve

آستین برگردانده شده

everted membrane

غشاء برگردانده شده

everted structure

ساختار برگردانده شده

everted edge

لبه برگردانده شده

everted flap

درپوش برگردانده شده

everted segment

قطعه برگردانده شده

everted surface

سطح برگردانده شده

جملات نمونه

the surgeon everted the tissue during the procedure.

جراح در طول عمل جراحی بافت را به بیرون چرخاند.

she everted her sock to find a hole.

او جوراب خود را به بیرون چرخاند تا سوراخی پیدا کند.

the doctor explained how the everted eyelid could cause irritation.

پزشک توضیح داد که چگونه پلک برگشته می تواند باعث تحریک شود.

after the accident, his stomach was everted, causing concern.

پس از حادثه، معده او به بیرون چرخید که باعث نگرانی شد.

they everted the container to clean it thoroughly.

آنها ظرف را به بیرون چرخاندند تا آن را به طور کامل تمیز کنند.

the everted portion of the intestine was examined for damage.

قسمت بیرون زده روده برای بررسی آسیب بررسی شد.

he everted his jacket to shake off the dust.

او ژاکت خود را به بیرون چرخاند تا گرد و غبار را دور کند.

during the experiment, the researchers everted the samples for analysis.

در طول آزمایش، محققان نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل به بیرون چرخاندند.

she everted the bag to find her missing keys.

او کیف را به بیرون چرخاند تا کلیدهای گم شده خود را پیدا کند.

the everted skin flap was crucial for the surgery's success.

فلپ پوستی برگشته برای موفقیت جراحی بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید