exteriorized

[ایالات متحده]/ɪkˈstɪəriəraɪzd/
[بریتانیا]/ɪkˈstɪriəˌraɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از exteriorize

عبارات و ترکیب‌ها

exteriorized thoughts

افکار بیرونی‌شده

exteriorized feelings

احساسات بیرونی‌شده

exteriorized energy

انرژی بیرونی‌شده

exteriorized emotions

احساسات بیرونی‌شده

exteriorized self

خود بیرونی‌شده

exteriorized ideas

ایده‌های بیرونی‌شده

exteriorized beliefs

اعتقادات بیرونی‌شده

exteriorized concepts

مفاهیم بیرونی‌شده

exteriorized actions

اقدامات بیرونی‌شده

exteriorized perceptions

درک‌های بیرونی‌شده

جملات نمونه

her thoughts were exteriorized through her art.

افکار او از طریق هنر خود بروز یافتند.

the emotions he exteriorized were deeply felt by everyone.

احساساتی که او بروز داد، عمیقاً توسط همه احساس شد.

they exteriorized their concerns during the meeting.

نگرانی‌های خود را در طول جلسه بروز دادند.

his fears were exteriorized in his writing.

ترس‌های او در نوشته‌هایش بروز یافت.

she exteriorized her creativity through various projects.

او خلاقیت خود را از طریق پروژه‌های مختلف بروز داد.

the team's ideas were exteriorized in the final presentation.

ایده‌های تیم در ارائه نهایی بروز یافت.

he exteriorized his personality in the way he dressed.

او شخصیت خود را در نحوه لباس پوشیدنش بروز داد.

her joy was exteriorized by her radiant smile.

شادی او با لبخند درخشانش بروز یافت.

they exteriorized their frustrations during the discussion.

آنها ناامیدی خود را در طول بحث بروز دادند.

his ideas were exteriorized in a series of lectures.

ایده‌های او در مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها بروز یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید