exactingness

[ایالات متحده]/ɪɡˈzæk.tɪŋ.nəs/
[بریتانیا]/ɪɡˈzæk.tɪŋ.nəs/

ترجمه

n. کیفیت بودن بسیار خواستگار و نیاز به توجه و تلاش دقیق

عبارات و ترکیب‌ها

exactingness matters

دقت اهمیت دارد

high exactingness

دقت بالا

greater exactingness

دقت بیشتر

extreme exactingness

دقت بسیار زیاد

increasing exactingness

افزایش دقت

exactingness levels

سطح دقت

exactingness standards

معیارهای دقت

exactingness requirements

نیازهای دقت

exactingness expectations

اوقات دقت

exactingness increased

دقت افزایش یافت

جملات نمونه

the exactingness of the editor improved every chapter without changing the author’s voice.

دقت و سخت‌گیری ویراستار باعث بهبود هر فصل شد بدون اینکه صدای نویسنده را تغییر دهد.

her exactingness in quality control prevented small defects from reaching customers.

دقت و سخت‌گیری او در کنترل کیفیت باعث جلوگیری از رسیدن خطاها کوچک به مشتریان شد.

we admired the architect’s exactingness in detail, down to the final trim.

ما دقت و سخت‌گیری معمار در جزئیات را تا آخرین تزیین تحسین کردیم.

the professor’s exactingness in grading made students revise their work more carefully.

دقت و سخت‌گیری پروفسور در ارزیابی باعث شد دانشجوان کار خود را با دقت بیشتری بازنگارند.

his exactingness in standards raised the entire team’s performance over time.

دقت و سخت‌گیری او در استانداردها باعث افزایش عملکرد کلی تیم در طول زمان شد.

her exactingness about deadlines kept the project on schedule despite delays.

دقت و سخت‌گیری او در مورد مهلت‌ها باعث ماندن پروژه در زمان مقرر شد با وجود تاخیرها.

the chef’s exactingness in preparation ensured every plate left the kitchen perfect.

دقت و سخت‌گیری پовар در آماده‌سازی باعث شد هر صفحه غذایی به طور کامل از آشپزخانه خارج شود.

we relied on their exactingness in safety procedures during the factory upgrade.

ما بر روی دقت و سخت‌گیری آن‌ها در فرایندهای ایمنی در طول به‌روزرسانی کارخانه بستگی داشتیم.

the reviewer noted the engineer’s exactingness in documentation and testing.

بازبین دقت و سخت‌گیری مهندس در مستندسازی و آزمایش را ذکر کرد.

her exactingness with language made the contract clearer and less risky.

دقت و سخت‌گیری او در مورد زبان باعث شد قرارداد واضح‌تر و کم‌ریسک‌تر شود.

their exactingness in research methods gave the results greater credibility.

دقت و سخت‌گیری آن‌ها در روش‌های تحقیق باعث افزایش اعتبار نتایج شد.

his exactingness in training routines helped the athletes avoid injuries.

دقت و سخت‌گیری او در روتین‌های تمرین باعث شد ورزشکاران از آسیب‌ها جلوگیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید