big exaggerator
بزرگنماییکننده
known exaggerator
بزرگنماییکننده شناختهشده
professional exaggerator
بزرگنماییکننده حرفهای
famous exaggerator
بزرگنماییکننده مشهور
classic exaggerator
بزرگنماییکننده کلاسیک
serial exaggerator
بزرگنماییکننده سریالی
total exaggerator
بزرگنماییکننده کامل
self-proclaimed exaggerator
بزرگنماییکننده خودخوانده
natural exaggerator
بزرگنماییکننده ذاتی
ultimate exaggerator
بزرگنماییکننده نهایی
the exaggerator always makes stories sound more exciting.
افرایهگر همیشه داستانها را هیجانانگیزتر میکند.
don't be an exaggerator when telling your experiences.
وقتی درباره تجربیات خود صحبت میکنید، اغراق نکنید.
he is known as an exaggerator among his friends.
او در بین دوستانش به عنوان یک اغراقگو شناخته میشود.
being an exaggerator can damage your credibility.
اغراق کردن میتواند به اعتبار شما آسیب برساند.
the exaggerator turned a simple event into a grand tale.
افرایهگر یک رویداد ساده را به یک داستان بزرگ تبدیل کرد.
everyone knows he's an exaggerator, so we take his words lightly.
همه میدانند که او اغراقگو است، بنابراین حرفهایش را دستکم میگیریم.
she tends to be an exaggerator when discussing her achievements.
او معمولاً وقتی درباره دستاوردهای خود صحبت میکند، اغراق میکند.
the exaggerator's tales often entertain but lack truth.
داستانهای افرایهگر اغلب سرگرمکننده هستند اما فاقد حقیقت هستند.
as an exaggerator, he often gets carried away with his imagination.
به عنوان یک اغراقگو، او اغلب با خیالپردازی خود غرق میشود.
being an exaggerator can lead to misunderstandings in communication.
اغراق کردن میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید