grades

[ایالات متحده]/ɡreɪdz/
[بریتانیا]/ɡreɪdz/

ترجمه

n. سطوح یا سال‌های تحصیل؛ نمرات یا امتیازات داده شده برای عملکرد تحصیلی؛ سال‌های تحصیلی یا سطوح؛ نمرات یا امتیازات در کار تحصیلی
v. فعل سوم شخص مفرد به معنای grade: تعیین سطح یا امتیاز؛ فعل سوم شخص مفرد به معنای grade: تعیین رتبه یا امتیاز

عبارات و ترکیب‌ها

good grades

نمرات خوب

improve grades

بهبود نمرات

checking grades

بررسی نمرات

high grades

نمرات بالا

graded papers

مقالات تصحیح شده

lower grades

نمرات پایین تر

grade point

میانگین نمره

grade average

متوسط نمره

excellent grades

نمرات عالی

جملات نمونه

she improved her grades significantly this semester.

او نمرات خود را به طور قابل توجهی در این ترم ارتقا داد.

the teacher graded the exams quickly and fairly.

معلم به سرعت و منصفانه امتحان‌ها را تصحیح کرد.

he needs to maintain good grades to get into college.

او برای ورود به دانشگاه باید نمرات خوبی را حفظ کند.

what grades did you get on the science test?

شما در امتحان علوم چه نمراتی گرفتید؟

my younger brother is struggling with his grades.

برادر کوچکترم در نمراتش مشکل دارد.

she compared her grades with her classmates.

او نمرات خود را با نمرات همکلاسی‌هایش مقایسه کرد.

he received excellent grades in all subjects.

او در همه دروس نمرات عالی کسب کرد.

the professor graded our papers last week.

پروفسور هفته گذشته مقالات ما را تصحیح کرد.

she’s aiming for top grades in every class.

او در هر کلاسی برای کسب بالاترین نمرات تلاش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید