exarchate

[ایالات متحده]/ˈɛksɑːkeɪt/
[بریتانیا]/ˈɛksɑrkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دفتر یک اکسارخ؛ موقعیت یک فرماندار یا آرچbishop
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

eastern exarchate

اشرافیت شرقی

exarchate of cyprus

اشرافیت قبرس

exarchate of russia

اشرافیت روسیه

exarchate in europe

اشرافیت در اروپا

exarchate of alexandria

اشرافیت اسکندریه

exarchate of georgia

اشرافیت گرجستان

exarchate of jerusalem

اشرافیت اورشلیم

exarchate of antioch

اشرافیت آنتیوخ

exarchate in america

اشرافیت در آمریکا

exarchate of constantinople

اشرافیت قسطنطینه

جملات نمونه

the exarchate was established to oversee the regional churches.

ایکسارخاته‌ برای نظارت بر کلیساهای منطقه ایجاد شد.

many orthodox christians belong to the exarchate in their country.

بسیاری از مسیحیان ارتدکس در کشور خود به اکسارخاته‌ تعلق دارند.

the exarchate plays a crucial role in maintaining unity.

ایکسارخاته‌ نقش مهمی در حفظ وحدت ایفا می‌کند.

he was appointed as the head of the exarchate.

او به عنوان رئیس اکسارخاته‌ منصوب شد.

the exarchate has its own governing council.

ایکسارخاته‌ شورای حکمرانی خود را دارد.

they discussed the future of the exarchate during the meeting.

آنها در طول جلسه در مورد آینده اکسارخاته‌ بحث کردند.

the exarchate's influence extends beyond religious matters.

نفوذ اکسارخاته‌ فراتر از مسائل مذهبی است.

local communities often rely on the exarchate for guidance.

جامعه‌های محلی اغلب برای راهنمایی به اکسارخاته‌ متکی هستند.

the exarchate has a rich history dating back centuries.

ایکسارخاته‌ تاریخ غنی دارد که به قرن‌ها قبل بازمی‌گردد.

they celebrated the anniversary of the exarchate's founding.

آنها سالگرد تأسیس اکسارخاته‌ را جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید