excercises

[ایالات متحده]/ˈeksəsaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈeksərsaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسائل یا وظایفی که برای تمرین آکادمیک تخصیص داده شده‌اند؛ تمارین تکالیف داده شده؛ فعالیت‌های بدنی که برای حفظ یا بهبود سلامت انجام می‌شود؛ تمرینات بدنی یا گیم‌ناستیک.

جملات نمونه

she does exercises for fitness every morning.

او هر صبح تمریناتی برای سلامتی انجام می‌دهد.

the doctor recommended exercises to improve flexibility.

دکتر تمریناتی را برای بهبود انعطاف‌پذیری توصیه کرد.

daily exercises help maintain good health.

تمرینات روزانه به حفظ سلامت خوب کمک می‌کنند.

breathing exercises can reduce stress and anxiety.

تمرینات تنفسی می‌توانند استرس و نگرانی را کاهش دهند.

warm up with stretching exercises before running.

قبل از دویدن با تمرینات کششی گرم کنید.

the teacher assigned math exercises for homework.

معلم تمرینات ریاضی برای تکالیف درس داد.

singers practice vocal exercises daily to maintain their voice.

خوانندگان هر روز تمرینات صوتی را برای حفظ صدایشان انجام می‌دهند.

physical exercises are essential for a healthy lifestyle.

تمرینات فیزیکی برای سبک زندگی سالم ضروری است.

mental exercises can improve memory and concentration.

تمرینات ذهنی می‌توانند حافظه و تمرکز را بهبود بخشند.

the physical therapist designed rehabilitation exercises for the patient.

فیزیوتراپیست تمرینات بازتوانی را برای بیمار طراحی کرد.

eye exercises can help reduce digital eye strain.

تمرینات چشم می‌توانند کمک کنند تا خستگی چشم ناشی از دیجیتال کاهش یابد.

relaxation exercises before bed can improve sleep quality.

تمرینات آرام‌سازی قبل از خواب می‌توانند کیفیت خواب را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید