excessed

[ایالات متحده]/ɪkˈsɛst/
[بریتانیا]/ɪkˈsɛst/

ترجمه

n. مازاد; اضافی; فراوانی بیش از حد
adj. بیش از حد; بیشتر از آنچه لازم است

عبارات و ترکیب‌ها

excessed data

داده‌های مازاد

excessed limits

محدودیت‌های مازاد

excessed fees

هزینه‌های مازاد

excessed capacity

ظرفیت مازاد

excessed requirements

الزامات مازاد

excessed resources

منابع مازاد

excessed budget

بودجه مازاد

excessed time

زمان مازاد

excessed usage

مصرف مازاد

excessed charges

هزینه‌های مازاد

جملات نمونه

the company excessed its budget this quarter.

شرکت از بودجه خود در این فصل فراتر رفت.

she felt excessed by the amount of work required.

او احساس کرد که حجم کاری مورد نیاز او را تحت فشار قرار داده است.

his emotions were excessed during the meeting.

احساسات او در طول جلسه به اوج رسید.

the team excessed their performance goals.

تیم از اهداف عملکردی خود فراتر رفت.

they excessed expectations with their presentation.

آنها با ارائه خود از انتظارات فراتر رفتند.

the project was excessed in terms of resources.

پروژه از نظر منابع از حد مجاز فراتر رفت.

his spending habits have excessed his income.

عادت‌های خرج کردن او از درآمدش بیشتر شده است.

the limits were excessed during the test phase.

محدودیت‌ها در طول فاز آزمایش از حد مجاز فراتر رفتند.

she felt excessed by the constant demands of her job.

او احساس کرد که تقاضای مداوم شغلش او را تحت فشار قرار داده است.

the data showed that expenses excessed projections.

اطلاعات نشان داد که هزینه‌ها از پیش‌بینی‌ها بیشتر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید