executants

[ایالات متحده]/ˈɛksɪkjʊənt/
[بریتانیا]/ˈɛksɪkənt/

ترجمه

n. کسی که وظیفه‌ای را انجام می‌دهد یا انجام می‌دهد؛ کسی که موسیقی یا هنر را اجرا می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

executant role

نقش مجری

executant duties

وظایف مجری

executant agreement

توافقنامه مجری

executant tasks

وظایف مجری

executant obligations

تعهدات مجری

executant responsibilities

مسئولیت‌های مجری

executant signature

امضای مجری

executant instructions

دستورالعمل‌های مجری

executant performance

عملکرد مجری

executant consent

رضایت مجری

جملات نمونه

the executant of the project must adhere to the guidelines.

اجرا کننده پروژه باید به دستورالعمل‌ها پایبند باشد.

each executant is responsible for their own tasks.

هر اجرا کننده مسئول انجام وظایف خود است.

the executant presented the final report to the committee.

اجرا کننده گزارش نهایی را به کمیته ارائه داد.

as an executant, you need to manage your time effectively.

به عنوان یک اجرا کننده، شما باید زمان خود را به طور موثر مدیریت کنید.

the executant demonstrated exceptional skills during the presentation.

اجرا کننده مهارت‌های استثنایی خود را در طول ارائه نشان داد.

it is crucial for the executant to follow the specified procedures.

برای اجرا کننده پیروی از رویه‌های مشخص بسیار مهم است.

the executant's performance was evaluated by the supervisor.

عملکرد اجرا کننده توسط سرپرست ارزیابی شد.

the executant must communicate effectively with the team.

اجرا کننده باید به طور موثر با تیم ارتباط برقرار کند.

feedback was given to the executant to improve their work.

برای بهبود کار، به اجرا کننده بازخورد داده شد.

as an executant, understanding the objectives is essential.

به عنوان یک اجرا کننده، درک اهداف ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید