exegesis

[ایالات متحده]/ˌeksɪ'dʒiːsɪs/
[بریتانیا]/'ɛksə'dʒisɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تفسیر یا توضیح انتقادی، به ویژه از کتاب مقدس.

جملات نمونه

the branch of theology that deals with principles of exegesis

شاخه الهیات که با اصول تفسیر متن مواجه است

On the basis of this exegesis, the Theophany of Tabor turns out to be a Trinitarian event (cf.Mt 3, 16f).

بر اساس این تفسیر، تجلی طور مشخص می شود که یک رویداد تثلیثی است (رک. متی ۳، ۱۶ف).

The scholar provided a detailed exegesis of the ancient text.

دانشمند یک تفسیر مفصل از متن باستانی ارائه داد.

She conducted an exegesis of the religious scripture.

او یک تفسیر از نوشته های مذهبی انجام داد.

The priest offered an exegesis of the Bible passage.

کشیش یک تفسیر از قسمت کتاب مقدس ارائه داد.

Students were assigned to write an exegesis on the philosophical text.

از دانشجویان خواسته شد که یک تفسیر در مورد متن فلسفی بنویسند.

The professor's exegesis shed new light on the historical document.

تفسیر استاد، نور جدیدی بر سند تاریخی انداخت.

The exegesis of the poem revealed hidden meanings.

تفسیر شعر معانی پنهان را آشکار کرد.

The theologian's exegesis of the scripture was highly regarded.

تفسیر الهی شناس از کتاب مقدس بسیار مورد احترام بود.

She presented her exegesis at the academic conference.

او تفسیر خود را در کنفرانس علمی ارائه داد.

The exegesis of the legal document clarified its ambiguous clauses.

تفسیر سند قانونی، عبارات مبهم آن را روشن کرد.

His exegesis of the novel provided valuable insights into the author's intentions.

تفسیر او از رمان، بینش های ارزشمندی در مورد قصد نویسنده ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید