| شکل سوم شخص مفرد | exenterates |
| صفت یا فعل حال استمراری | exenterating |
| زمان گذشته | exenterated |
| قسمت سوم فعل | exenterated |
exenterate tumor
برداشتن تومور
exenterate procedure
روش تخلیه
exenterate surgery
جراحی تخلیه
exenterate organs
تخلیه اندامها
exenterate cavity
تخلیه حفره
exenterate disease
تخلیه بیماری
exenterate mass
تخلیه توده
exenterate lesions
تخلیه ضایعات
exenterate area
تخلیه ناحیه
exenterate tissue
تخلیه بافت
to exenterate the tumor, the surgeon used advanced techniques.
برای خارج کردن تومور، جراح از تکنیکهای پیشرفته استفاده کرد.
doctors may need to exenterate the affected area to ensure complete removal.
ممکن است پزشکان نیاز به خارج کردن ناحیه آسیب دیده برای اطمینان از برداشتن کامل داشته باشند.
exenterate the infected tissue to prevent further complications.
برای جلوگیری از عوارض بیشتر، بافت آلوده را خارج کنید.
the procedure to exenterate the eye is complex and requires precision.
جراحی برای خارج کردن چشم پیچیده است و نیاز به دقت دارد.
after the diagnosis, the decision was made to exenterate the lesion.
پس از تشخیص، تصمیم به خارج کردن ضایعه گرفته شد.
surgeons must be careful when they exenterate to avoid damaging surrounding tissues.
جراحان باید در هنگام خارج کردن مراقب باشند تا به بافتهای اطراف آسیب نرسانند.
exenterate the area thoroughly to ensure no remnants remain.
برای اطمینان از عدم باقی ماندن بقایای آن، ناحیه را به طور کامل خارج کنید.
to exenterate effectively, a detailed pre-operative plan is essential.
برای خارج کردن مؤثر، یک برنامه پیش از عمل دقیق ضروری است.
they decided to exenterate after considering all medical options.
آنها پس از در نظر گرفتن تمام گزینه های پزشکی تصمیم به خارج کردن گرفتند.
in certain cases, it may be necessary to exenterate multiple organs.
در برخی موارد، ممکن است لازم باشد چندین اندام را خارج کرد.
exenterate tumor
برداشتن تومور
exenterate procedure
روش تخلیه
exenterate surgery
جراحی تخلیه
exenterate organs
تخلیه اندامها
exenterate cavity
تخلیه حفره
exenterate disease
تخلیه بیماری
exenterate mass
تخلیه توده
exenterate lesions
تخلیه ضایعات
exenterate area
تخلیه ناحیه
exenterate tissue
تخلیه بافت
to exenterate the tumor, the surgeon used advanced techniques.
برای خارج کردن تومور، جراح از تکنیکهای پیشرفته استفاده کرد.
doctors may need to exenterate the affected area to ensure complete removal.
ممکن است پزشکان نیاز به خارج کردن ناحیه آسیب دیده برای اطمینان از برداشتن کامل داشته باشند.
exenterate the infected tissue to prevent further complications.
برای جلوگیری از عوارض بیشتر، بافت آلوده را خارج کنید.
the procedure to exenterate the eye is complex and requires precision.
جراحی برای خارج کردن چشم پیچیده است و نیاز به دقت دارد.
after the diagnosis, the decision was made to exenterate the lesion.
پس از تشخیص، تصمیم به خارج کردن ضایعه گرفته شد.
surgeons must be careful when they exenterate to avoid damaging surrounding tissues.
جراحان باید در هنگام خارج کردن مراقب باشند تا به بافتهای اطراف آسیب نرسانند.
exenterate the area thoroughly to ensure no remnants remain.
برای اطمینان از عدم باقی ماندن بقایای آن، ناحیه را به طور کامل خارج کنید.
to exenterate effectively, a detailed pre-operative plan is essential.
برای خارج کردن مؤثر، یک برنامه پیش از عمل دقیق ضروری است.
they decided to exenterate after considering all medical options.
آنها پس از در نظر گرفتن تمام گزینه های پزشکی تصمیم به خارج کردن گرفتند.
in certain cases, it may be necessary to exenterate multiple organs.
در برخی موارد، ممکن است لازم باشد چندین اندام را خارج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید