These insects are very difficult to eradicate.
حذف این حشرات بسیار دشوار است.
this disease has been eradicated from the world.
این بیماری از جهان ریشه کنده شده است.
Scientists are working to find a serum to eradicate the disease.
دانشمندان در تلاشند تا واکسنی برای ریشه کنی بیماری پیدا کنند.
a crusading zeal to eradicate drug abuse
اشتیاق ستیزهجویانه برای ریشه کنی سوء استفاده از مواد مخدر
it stands to reason that if you can eradicate the fear the nervousness will subside.
این منطقی است که اگر بتوانید ترس را از بین ببرید، اضطراب کاهش می یابد.
Despite efforts to eradicate it, corruption persists,though it doesn't accelerate.
با وجود تلاشها برای ریشهکنی آن، فساد همچنان ادامه دارد، اگرچه سرعت نمیگیرد.
The disease has been eradicated from the world.
این بیماری از جهان ریشه کنده شده است.
Their goal was to eradicate poverty.See Synonyms at abolish See Synonyms at eliminate
هدف آنها ریشه کن کردن فقر بود.به مترادف ها در لغو و حذف مراجعه کنید.
There is a large amount of evidence, both in hepatitis C and B, that if you control or eradicate the viral infection much of the scar will resorb, even in patients who are cirrhotic.
دلایل زیادی وجود دارد، هم در مورد هپاتیت C و هم B، که اگر عفونت ویروسی را کنترل یا ریشه کنی کنید، بسیاری از جای زخم ها جذب می شوند، حتی در بیماران مبتلا به سیروز.
therefore the ideaistic conflict should be moderated and cognitive mistake should be eradicated in order to realize the system by virtue of precise and harmonious legislation.
بنابراین، باید تعارض ایدئولوژیک تعدیل شود و اشتباه شناختی باید ریشه کنی شود تا سیستم از طریق قوانین دقیق و هماهنگ تحقق یابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید