exequies

[ایالات متحده]/ˈɛksɪkwiːz/
[بریتانیا]/ˈɛksɪkwiːz/

ترجمه

n. مراسم تشییع جنازه؛ جنازه

عبارات و ترکیب‌ها

final exequies

وظیفه‌ی نهایی

solemn exequies

وظیفه‌ی با شکوه

exequies service

خدمات تشییع جنازه

exequies rites

آداب تشییع جنازه

traditional exequies

وظیفه‌ی سنتی

exequies ceremony

مراسم تشییع جنازه

exequies procession

گردش تشییع جنازه

exequies tribute

قدردانی از تشییع جنازه

exequies customs

رسوم تشییع جنازه

exequies observance

اجرای وظیفه تشییع جنازه

جملات نمونه

the community gathered for the exequies of their beloved leader.

جامعه برای تشییع جنازه رهبر محبوبشان گرد هم آمدند.

many people attended the exequies to pay their last respects.

بسیاری از مردم برای ادای احترام نهایی در تشییع جنازه شرکت کردند.

the exequies were held in a beautiful chapel.

تشییع جنازه در یک کلیسای زیبا برگزار شد.

she planned the exequies meticulously to honor her grandmother.

او تشییع جنازه را با دقت برنامه‌ریزی کرد تا به یاد مادربزرگش گرامی دارد.

his family chose a simple ceremony for the exequies.

خانواده او یک مراسم ساده برای تشییع جنازه انتخاب کرد.

the exequies included a heartfelt eulogy from a close friend.

تشییع جنازه شامل یک سوگواری صمیمانه از یک دوست نزدیک بود.

attending the exequies was a way to show support for the family.

شرکت در تشییع جنازه راهی برای نشان دادن حمایت از خانواده بود.

they arranged flowers beautifully for the exequies.

آنها گل ها را به زیبایی برای تشییع جنازه مرتب کردند.

the exequies took place on a rainy afternoon, adding to the somber mood.

تشییع جنازه در یک بعد از ظهر بارانی برگزار شد که به فضای غم انگیز افزود.

he felt a deep sense of loss during the exequies.

او در طول تشییع جنازه احساس فقدان عمیقی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید