exigens

[ایالات متحده]//ˈeksɪdʒənz//
[بریتانیا]//ˈeksɪdʒənz//

ترجمه

n. چیزی که فوری یا نیاز به توجه یا اقدام فوری دارد
adj. (نادر) فوری، فشاری، نیاز به اقدام فوری را دارد

جملات نمونه

the exigens of wartime demanded immediate action from the government.

نیازهای جنگی حکومت را به اقدام فوری واجب می‌کرد.

due to the financial exigens, the company had to lay off workers.

به دلیل نیازهای مالی، شرکت مجبور شد کارکنان را کاهش دهد.

the exigens of the pandemic forced schools to close.

نیازهای بیماری پاندمیک مدرسه‌ها را به بسته شدن واجب کرد.

he understood the exigens of the situation and acted quickly.

او نیازهای شرایط را درک کرد و سریعاً عمل کرد.

the exigens of the crisis required international cooperation.

نیازهای بحران همکاری بین‌المللی را می‌طلبد.

she ignored the exigens of her health and kept working.

او نیازهای سلامتی خود را نادیده گرفت و ادامه کار کرد.

the exigens of modern life leave little time for relaxation.

نیازهای زندگی مدرن زمان کمی برای استراحت باقی می‌گذارد.

the exigens of the deadline motivated the team to finish early.

نیازهای مهلت تیم را به پایان دادن زودتر ترغیب کرد.

they faced the exigens of limited resources and adapted.

آنها با نیازهای منابع محدود مواجه شدند و سازگار شدند.

the exigens of the competition pushed athletes to their limits.

نیازهای رقابت ورزشکاران را به حد مجاز خود فشار داد.

despite the exigens of the economy, small businesses persisted.

در برابر نیازهای اقتصادی، کسب و کارهای کوچک پایبند ماندند.

the exigens of the environment demanded immediate attention.

نیازهای محیط زیست به توجه فوری نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید